خسته از پیاده روی طولانی، تشنه و تفدیده، به خونه برگشتم. وقتی در رو باز کردم، با خونه ای مواجه شدم که انگار بمب درش منفجر شده باشه. و صد البته، بین همه خرت و پرت هایی که روی میز پراکنده بود، یک لیوان نوشیدنی نظرم رو جلب کرد :
![]()
برام آیس تی درست کرده بود. با انگور، هویج، و سس پنیر چدار (!) تزئینش کرده بود. سس رو با مهارت به لبه لیوان مالیده بود. چه کار سختی بوده براش!
فکر نمی کنم دیدن هیچ اثر هنری می تونست چنین الهام و انگیزه ای در من ایجاد کنه دخترم. ممنون عزیزم.
سین، مامانِ شین

برای حفظ زمین هم برنامه داشته باشیم
![]()
روز جهانی محیط زیست مبارک!
سین، مامانِ شین
به فعالیت های باغبانی علاقه مند شده. برای قانع کردن من، که می تونه یک گلدون اختصاصی داشته باشه، نشسته و گلدون درست کرده.
![]()
وقتی رنگ آبی و سفید رو مخلوط می کرد گفت : ببین مامان ، می خوام این رنگیش کنم، رنگ خواب!
حالا تصمیم دارم که براش خاک بگیرم و گل بکارم. چند تا قلمه ریشه دار هم داریم، اما فکر می کنم لذت کاشت بذر و تماشای رویشش خیلی بیشتر باشه.
سین، مامانِ شین