تبليغاتX
روزنگارهای سین برای شین

از مجموعه کتاب های رنگارنگ کار با کودکان پیش دبستانی، کتاب های آمادگی برای خواندن نشر آب، کتاب های خوبی هستند. اگر قبل از کلاس اولی شدن فرزندتون تمرین هایی مشابه اونچه در این کتاب ها اومده با بچه انجام بدین، موقع شروع خواندن و نوشتن، کمتر دچار مشکل خواهید بود. علی الخصوص در تشخیص صداهای آغازین، میانی و پایانی کلمات.


سین، مامانِ شین




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:55 توسط :: مامان شین ::

بعله. ما هم این مشکل رو داریم. می گیم بنویس "بادام"، با تردید نگاه می کنه و می گه : یعنی از اینا باید بنویسم؟ و با دست حرف "د" رو توی هوا رسم می کنه.

اولین بار وقتی با این مشکل برخورد کردم که شین حروف b و d رو اشتباه بکار می برد. تعجبی نداشت، این دو حرف خیلی شبیه هم هستند. با معلمش صحبت کردم و اون توضیح داد که درست کردن کاردستی حروف به شکل بزرگ خیلی کمک می کنه به بخاطر سپردن حرف.

اما اینکه عین این مشکل در زبان فارسی هم وجود داشته باشه، برام عجیب بود. حروف "ب" و "د" هیچ شباهتی به هم ندارن که بخواد باعث بروز اشتباه بشه. اینجا بود که فهمیدیم سرکار علیه نمی تونه تمایز شنیداری بین این دو حرف قائل بشه، و در نتیجه نمی تونه شکل شون رو هم بخاطر بسپاره.

گفتار درمان محترم - که خدا یک در دنیا صد در آخرت به ایشون عطا کنه - توصیه کرده که با بازی این مشکل رو حل کنیم. کلماتی که شبیه هم هستند رو روی وایت برد بنویسیم، مثل :

باد و داد

بود و دود

بید و دید

بست و دست

و جلوی دهان رو بگیریم و یکی از کلمات رو ادا کنیم. شین باید دور اون کلمه رو خط بکشه.


شما به این مشکل برخوردید تا حالا؟



سین، مامانِ شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 14:31 توسط :: مامان شین ::

موضوع از این قراره که همش چهار خطه، توی هر خط چهار کلمه. می کنه به عبارتی شونزده تا کلمه که باید نوشته بشه. باور می کنین که در دوران پیش دبستانی این ماجرا توی پنج دقیقه حل بود؟

آخه اگه کسی بشینه پنج دقیقه ای مشقش رو کامل بنویسه و تمیز و مرتب، کی بشه "کیم پاسیبل" و دور میز بدوئه؟ کی کشف کنه که  عسل می تونه به خوبی چسب کاغذ های دفتر رو به هم بچسبونه، کی قصه قهر پارمیدا و آناهیتا رو تعریف کنه ؟ کی ؟

اینجوری می شه که همین مشق نازنین سی دقیقه طول می کشه، شش برابر!



سین، مامانِ شین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 7:43 توسط :: مامان شین ::

در کشوری که ما زندگی می کردیم، بچه ها خوندن و نوشتن رو از سن شش سالگی آغاز می کردند. قبلاً هم گفتم، سیستم آموزشی اونجا به شکلی بود که استرس چندانی به پدر و مادر وارد نمی شد. بماند که من ایرانی بازی رو به اونجا هم سرایت داده بودم و معلم ها و مربی هاً شیفته حساسیت های من در مورد آموزش شین شده بودند! فکر بد نکنید! معمولاً در ایران ظرف مدت کوتاهی مدال "مامان بی خیال" رو از مادرهای مهربون همکلاسی شین دریافت می کنم، اما اونجا این همه نظارت بر کار بچه و نگرانی خیلی نو به نظر می رسید! سرتون رو درد نیارم. بخش جدیدی در این وبلاگ راه اندازی می کنم به اسم : "کلاس اولی داری؟... طفلی!" به یاد مامان ها و باباهایی که بچه های کلاس اولی دارند. قصد دارم تجربیات دوستانی که این دوره رو گذروندن، تجربیات خودم، و احیاناً نظر متخصصین عزیزی که طرف مشورتم قرار می گیرند رو به اینجا منتقل کنم.

خوشحال می شم اگه سوالی دارید بپرسید، شاید سوال امروز شما نگرانی فردای من باشه. من تلاش می کنم که این بخش رو زنده نگه دارم.



سین، مامانِ شین




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 8:51 توسط :: مامان شین ::

>