تبليغاتX
روزنگارهای سین برای شین

دقایقی تماشای تلاش مورچه های "برگ بر" به یک ساعت ایراد سخنرانی در مورد نحوه زندگی مورچه ها می ارزید!!

 

سین، مامان شین

شانزدهم می ۲۰۰۸




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 5:22 توسط :: مامان شین ::

لوحه نویسی شین به شکل روزمره و عادی خوب پیش می ره. مهارتش در کشیدن خطوط صاف به طول یک سانتی متر یا کمتر خیلی خوب شده. البته با این فرض که من به اشتباه از ابتدا با خطوط کوچک و ریز شروع کردم. تقریبا یک هفته ای هست که سعی کردم روی خطوط مستقیم به طول یک سانت ( یا دو خونه از دفتر شطرنجی) متمرکز بشم و هر دفعه بین چهار تا شش سطر برای تمرین شین در نظر می گیرم. خطوط ساده و صاف کمی از حوصله ش خارج شده. این در حالیه که به نظر من هنوز مهارت کافی برای کشیدن شون پیدا نکرده و کار بیشتری می طلبه. برای اینکه اشتیاقش به کشیدن این خطوط رو زیاد کنم سعی کردم در نیمه پائینی صفحه ، یک شکل نقطه چین در نظر بگیرم که گوشه های شکل با اعداد مشخص شدن. یک چیزی شبیه به بازی Dot-to-Dot

   چون به این بازی علاقه زیادی داره ، برای نوشتن دوباره و دوباره خطوطی که قبلا کشیده و از نظر خودش خیلی آسونه اشتیاق بیشتری پیدا می کنه. روزی که برای اولین بار با یک ستاره مواجه شد کلی تعجب کرد  و خوشحال شد. هر چند خیلی جالب انجامش نداد!! اما به هر حال به نظر من گنجوندن این اشکال می تونه چند تا فایده داشته باشه :

1-      تنوع دادن به برنامه لوحه نویسی

2-      تمرین شمارش ( البته بچه ای که لوحه می نویسه قاعدتاْ شمارش اعداد یک تا ده رو بلده. اگه اینطوره می شه از اعدادی شروع کرد که بچه شکل شون رو بلد نیست)

3-      آموزش قدم به قدم اشکال هندسی

4-      موردی برای رنگ آمیزی که باعث می شه دفتر لوحه از اون شکل سیاه و سفیدش خارج بشه

 

 

کماکان برای هر لوحه تمیز و خوبی که بنویسه یک استیکر جایزه می گیره و هر ده استیکر منجر به یک جایزه بزرگ تر به انتخاب خودش – البته از بین چیزهایی که می شه از لوازم التحریر خریداری کرد – می شه.

 

سین، مامان شین

پنجم می ۲۰۰۸

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:36 توسط :: مامان شین ::

 

کنجکاوی تون تحریک شده ؟ این چیه ؟ مشخصه ! یک پتو روی مبل کشیدیم و زیرش فضایی شده برای یک خونه خیالی.

خاله بازی ؟؟ نه !!! این درس ریاضی امروز ماست !!!

نمی دونین چقدر سخت بود یاد دادن اعداد یک تا بیست به یک زبون دیگه. تنها راه چاره حفظ کردن این کلمات عجیب و غریب برای شین – و صد البته قاطی نکردن شون با فارسی و انگلیسی – تکرار بود و تکرار. و کدوم بچه پنج ساله ای حاضره که راه بره و ذکر یک تا بیست بگه ؟ اگه پیدا کردین من رو خبر کنین !

کلاس ما این شکلی شروع شد که یک خونه راه انداختیم و عروسک و بساط خاله بازی ، و من شدم مامان و شین شد دختر بزرگم که باید از سه تا خواهر و برادر کوچکترش نگه داری می کرد. من طبق معمول بیرون از خونه کار می کردم ، به این ترتیب لباس های اتو نشده هم به سامانی می رسید !!

بازی ریاضی ما به این شکل بود که من به شین تعدادی سکه می دادم. روی سکه ها اعداد یک ، پنج و ده حک شده بود. شین بایستی تعداد اعضا خانواده رو می شمارد و به تعداد اون ها پول برمی داشت و به نانوایی می رفت و به اندازه پولی که داشت ، نان می خرید. وقتی نان ها رو در یخچال خونه می گذاشت و برای انجام کار دیگه ای سرگرم می شد ، یکی یا دو تا از خواهر برادرهای کوچکتر چند تا از نان ها رو نوش جان می کردن و من هم تلفن می کردم و می گفتم که مثلا دو نفر مهمان داریم. شین بایستی محاسبه می کرد که حالا چند تا نان کم داره و چند تا سکه لازم داره و چقدر باید نان بخره.

به این روش من تونستم علاوه بر مرور اعداد ، شین رو با مسکوکات اینجا آشنا کنم و از همه مهم تر ، مفاهیم جمع و تفریق رو براش جا بندازم.

بازی دلپذیری بود. امتحانش کنین !!

 

سین، مامان شین

ششم می ۲۰۰۸




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:35 توسط :: مامان شین ::

قبلاً در مورد ویزبال توضیح داده بودم. بازی بسیار جذابیه. شین تقریبا مرحله Very Easy و Easy رو رد کرده و دیگه می تونه با بازی های Hard دست و پنجه نرم کنه. چندی پیش پس از یک زورآزمایی حسابی، به این نتیجه رسید که خودش باید یک ویزبال طراحی کنه .

قصد ندارم از دست و پای بلورین دخترک تعریف کنم. اما بعضی وقت ها واقعا خوش فکر می شه. یعنی اگه تصمیم بگیره که مساله ای رو حل کنه ، گام های حل مساله رو خوب شناسایی می کنه.

این نقشه اولیه س. ایده کشیدن نقشه از بازی با پازل های سه بعدی و نقشه اون ها به ذهنش رسیده. خیلی به کشیدن نقشه علاقه مند شده.

 

 

 

بعد مقداری کاغذ رنگی و مقادیر متنابهی چسب مصرف کرد تا این رو بسازه. این پایه Goal هستش.

 

 

برای رفع مشکل کج شدن میله، اول از یک تکه کاغذ سبز به عنوان ساپورت استفاده کرد. این شکلی

 

 

خوب این مهار دومی تونست مشکل رو حل کنه نگاه کنین :

 

 

بعد هم طبق معمول خسته شد و ول کرد همه چیز رو !!!! آخرش کار به این شکل در اومد :

 

 

بعضی وقت ها هوس می کنم کاغذ و قیچی بردارم و چند نمونه کار براش درست کنم. تا نتیجه کار رو ببینه و با انگیزه بیشتری کاردستی درست کنه.

 

سین، مامان شین

یکم می ۲۰۰۸




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:22 توسط :: مامان شین ::

یکی از تمرین هایی که برای افزایش تمرکز شین در نظر گرفته بودم، دوختن بود. ( با تشکر از مامان کلاس اولی) برای این کار کمی کاموا و چند شیت فوم رنگی و مقداری هم منجوق تهیه کردم. به نظر من پارچه های با بافت درشت و کاموا های کلفت رنگی برای این کار خیلی مناسب تر باشن. بافت  پارچه می تونه خط زمینه ای باشه برای بچه که بتونه توی مسیر مستقیم بدوزه یا حداقل بدونه خط پایه کجاست. وانگهی فوم با کشیدن نخ به راحتی می بره.

شین از این برنامه استقبال کرد. البته باید بگم که معمولا از هر کار جدیدی به همین شدت استقبال می کنه.

 

اینجا کار کمی پیشرفت کرده ولی هنوز تمام نشده .البته لازمه که توضیح بدم که کل کار ظرف دو جلسه دوخته شد.  

 

 

و اما سو استفاده ابزاری !! از کار شین منجر شد به این قاب ساده. شین خودش عکس نیکی رو کشید و تقریبا با نصف محتویات کل یک کانتینر چسب چوب روی فوم فیکسش کرد. اگه می خواین اینجوری قاب عکس درست کنین سعی کنین خودتون تصویر رو روش بچسبونین !!! چون چسب زیاد باعث پلیسه شدن فوم می شه.

 

 

حوصله شین از هر برنامه آموزشی خیلی سریع سر می ره. من جداْ نگران گنجایش ظرف "حوصله" شین هستم. وقتی با برنامه جدیدی مواجه می شه با علاقه شروع می کنه و به محض اینکه چم و خم کار دستش می آد ، بلافاصله اعلام انصراف می کنه. تنها کاری که هیچ وقت ازش خسته نمی شه بازی با کامپیوتره. البته اگه بازی به اندازه کافی اینتراکتیو باشه !!

 

سین، مامان شین

سوم می ۲۰۰۸




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:53 توسط :: مامان شین ::

این روزها شین مشغول رفتن به کلاس های "پیش دبستانی"ه. من هم همراهش هستم تا اگه زمانی دچار مشکل شد، بتونم در کنارش باشم. بعد از برگشتن از مدرسه برنامه های آموزشی خودمون رو داریم ، اما نه مثل سابق.برنامه های غیر مترقبه این روزها زیاد اتفاق می افتن. شین دوستانی پیدا کرده و ساعاتی از روز رو با اون ها به بازی می گذرونه. من هم سعی می کنم شرایط بودن با بچه ها رو براش بیشتر فراهم کنم. اینه که  وقت کافی برای آپلود عکس ها و نوشتن وبلاگ به شکل آن لاین ندارم. ممکنه مطالبی رو مشاهده کنین که مربوط به هفته های گذشته س. پست هایی که در زمان فراغت نوشته بودم تا بعد از آپلود تصاویر مربوط به اون ها پابلیش بشن. تاریخ عنوان هر پست مشخص کننده زمان وقوع شه.

و در نهایت... اگر فرزندتون در حال آموختن زبان دومشه ، از سر زدن و جستجو در Youtube غافل نشید. می تونین ترانه های کودکانه زیادی برای آموزش زبان پیدا کنید. به نظر من یاد گرفتن ترانه های کودکانه ، بهترین ابزار برای برقراری ارتباط بین بچه هاییه که زبان همدیگر رو نمی فهمن. بعلاوه کاربرد کلمات ، عبارات و جملاتی که بچه ها به شکل معمول در کلاس های زبان یاد می گیرن از طریق شنیدن ترانه ها برای بچه ها قابل درک تره. من که تجربه بسیار مثبتی در این زمینه داشتم.

سین، مامان شین

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:15 توسط :: مامان شین ::

طی روزهای گذشته، شین چند مرتبه بزرگترها رو شگفت زده کرده.

مشغول صحبت با معلم اسپانیولی بودم که شین "ماآ استرا" گویان کاغذی رو به طرف معلم برد. با دیدن چشم های متعجب معلم متوجه شدم که از دیدن اون کاغذ کلی ذوق زده شده. وقتی نشونم داد دهانم از تعجب باز موند. شین اسم خودش و دوست کوچولوش رو به انگلیسی نوشته بود. نوشتن اسم خودش برام عجیب نبود اما اینکه بتونه اسم دوستش رو به انگلیسی بنویسه کمی عجیب بود. از متعجب شدن ما خجالت کشید و دیگه حاضر نشد توضیح بده که از کجا یاد گرفته. چون دختر کوچولوی دوست هم بلد نبود اسمش رو بنویسه. بعد از کلی تفکر فهمیدم که بهش الهام نشده !! چند جلسه پیش اسم دختر کوچولو رو روی کیک تولد نوشته بودن و از اونجا دیده. اما باز هم برای من جای تعجب داره !!

معلم به شدت معتقده که شین الان توی مرحله کپی کردنه و بهترین فرصت برای آموزش نوشتن رو به ما داده. اصرار داره که آموزش انگلیسی رو متوقف نکنم. در کنار آموزش مکالمه به آموزش خواندن هم بپردازم. اما من به شخصه به این موضوع اعتقاد زیادی ندارم. معلم نمی دونه که شین در کنار اسپانیولی داره فارسی رو – البته خوندن فارسی رو- هم یاد می گیره و به نظرم اضافه کردن برنامه آموزش انگلیسی بار خیلی سنگینیه توی این زمان. من فکر می کنم اگه شین اسپانیولی رو زود یاد بگیره به علت قرابت این زبان به زبان انگلیسی، با یادگیری اون هم مشکلی نخواهد داشت.

الان که مشغول تایپ این مطالب بودم، شین هم داشت می نوشت. برای سرگرم کردنش ازش خواستم کلماتی رو که بلده بنویسه. به غیر از بابا و  مامان که قبلا نوشته بود ، این مرتبه مو، گل و دست رو هم اضافه کرد که باعث شد من کلی ذوق زده بشم و ببوسمش. بهش می گم : "چه شکلی اینا رو می نویسی ؟" می گه :" از فکرم استفاده می کنم مامان " . الانم داره از آخرین نوشته هاش عکس می گیره.

باید از بن بن بن متشکر باشم.

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:1 توسط :: مامان شین ::

شین به حل پازل علاقه زیادی داره. طبیعتاً سعی می کنیم به مناسبت های مختلف براش پازل هایی تهیه کنیم. معمولاً جایزه های شین در مواقع مختلف تهیه و انبار (!) می شن و به مرور زمان به مناسبت هایی که پیش می آد در اختیارش قرار می گیرن. این پازل هم که شکلش رو در عکس بعد می بینین ، یکی از همون انباری ها بود. و چه انباری محشری هم از آب در اومد !!

 

ایده بسیار ساده ایه. با حروف اول اسم حیوانات، اون ها رو به شکل پازل های ساده سه بعدی ساختن. یک نقشه بزرگ هم داره که نحوه اسمبل کردن هر حیوان رو شرح داده . برای شین خیلی جذاب بود که با نگاه کردن به نقشه پازل ها رو حل کنه . حس مهندس بودن بهش دست داده بود !!! اما بعد از ساختن یکی دو تا ، دیگه به نقشه نگاه نکرد. دیگه دستش اومده بود که چکار کنه.

این جا یک نمونه از کار رو می بینید.

 

 

 

این بازی علاوه بر اینکه لحظات فرح بخشی رو برای خودتون و فرزندتون می سازه ، نتایج خوبی هم به همراه داره :

1-      نحوه نقشه خوانی رو به شکل ابتدایی به بچه آموزش می ده.

2-      تطابق بین دست و چشم ، تمرکز ، و آموزش حل مساله به شکل قدم به قدم رو به همراه داره.

3-      به نظر من جذاب ترین نوع فلش کارت برای آموزش اسامی حیوانات به انگلیسیه. البته به کره ای و چینی  و ژاپنی هم هست !!! تصور می کنم بچه به راحتی حروف بزرگ و اسامی حیوانات رو با شکلشون توی ذهنش به خاطر می سپاره و تطبیق می ده.

4-      می تونه یک کلکسیون جالب برای تزئین اتاق بچه باشه.

5-      می تونه به عنوان کاراکتر برای داستان سرایی، تئاتر یا سایر بازی های بچگانه بکار بره.

 

 

گفتم داستان سرایی. شاید یه زمانی داستان های پدر شین رو این جا نوشتم. ( راستی پدر شین ! بنویسم یا نه ؟) این داستان ها اول شوخی شوخی و برای ریختن گوشت من که از اسم " جنگل دوستی" یاد داستان های کلیشه ای تلویزیون ایران می افتادم ، تحت این نام ساخته و بعدا تبدیل شد به قصه های مورد علاقه شین حین خواب. این داستان ها فی البداهه گفته می شن و شین توی خلق شون نقش داره و معمولا ماجراهای خنده داری هستن که بعضی هاشون هم کمی تا قسمتی سانسوریه !!! کاراکترهای داستان حیوان ها هستن و نقش اصلی رو معمولا یک فیل به عهده داره.

من این پازل رو از شهروند فرمانیه خریدم. احتمالاً اگر بچه تون از خیر بادکنک های هلیومی جذاب اونجا بگذره ، بتونین پیداش کنین.

 

 سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:15 توسط :: مامان شین ::

 

این نقاشی شین رو خیلی دوست دارم. یک آدم فضائیه. چشم هاش رو ببینین ! سعی کرده با کشیدن یک شکل هندسی با گوشه های تیز، غیر عادی بودن چشم ها رو نشون بده. شاخ روی سرش هم یک گله که کلی خار داره. لکه های سبز روی گونه ش اگه دقت کنین، همون سرخی گونه س که با رنگ سبز و در چند وجه کشیده. وقتی توضیح می داد سعی داشت بفهمونه که صورت این آدم فضایی صاف نیست و چند وجهیه و با کشیدن دایره های روی گونه تلاش کرد این رو نشون بده.

 

لکه های سبز و بنفش و قهوه ای هم تیر هایین که من و پدرش و خودش به طرف آدم فضایی شلیک کردیم. در پایان عنوان نقاشی رو بالا نوشت و هجا کرد : آ   دَم    فَ    ضا   یی !!!

 

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 21:7 توسط :: مامان شین ::

روزی که با نوشتن سیلابس برای دروس مختلف سعی می کردم شمایل کلی برنامه آموزشی شین رو ترسیم کنم، تنها درسی که به راحتی برای بیش از یک سال محتوای آموزشی داشت و سیلابسش به سرعت تدوین شد ، درس علوم بود. اون موقع حتی به ذهنم هم خطور نمی کرد که تدریس "علوم" به دخترک چه کار سخت و وقت گیری باشه.

اصولا نمی شه درس علوم رو در جلسات آموزشی گنجوند. به  این نتیجه رسیدم که ماهیت واقعی درس علوم – همونطور که همه جای عالم می گن – مشاهده ست و بس. من جداً نمی فهمم معلم های علوم چه شکلی این همه اطلاعات رو بدون هیچگونه مشاهده ای در مغز ما فرو کردند. واقعاً هنرمند بودن چون من نمی تونم تصورش رو هم بکنم که این دخترک مطالب علمی رو بدون دیدن و تست کردن بپذیره.

قصه "حشرات" به همین ترتیب کلی من رو درگیر کرد. از جستجو در اینترنت بگذریم ، که به یک سری سایت محدود شد که فکت هایی رو ارائه کرده بودن که بیشتر به درد دانش آموزان دبیرستانی می خورد. سایت های آموزشی پیش دبستانی هم به نمایش تصاویر اکتفا کرده بودند.

این بود که دست بکار شدیم. با شین به دنبال حشرات گشتیم ( اوق ) کار بسیار سختی بود. حشرات خیلی ریز بودن و دیدنشون راحت نبود. فکر کنم اگه ذره بین داشته باشین کلا بتونین ساعات فرح بخشی رو در  درس حشرات طی کنین ، خود ذره بین کلی انگیزه ایجاد می کنه برای کار. اما نبودن ذره بین و علاقه ذاتی خانم ها به مقوله حشرات !! باعث شد که نتونم اون انتظاری رو که داشتم برآورده کنم.

به جای ذره بین سعی کردیم از شیشه خالی سس برای نگه داری و مشاهده حشرات استفاده کنیم. تحدب شیشه کمی در بزرگنمایی کمک می کرد.

پروانه ها هم اصولا ساخته شدن برای اینکه وقتی که نیاز داری ببینی شون در دسترس نباشن. دیروز یک پروانه خیلی بزرگ دیدیم ، اما به همون نسبت هم سریع بود و بلافاصله از جلوی چشم مون دور شد.

شین بعد از یک هفته تلاش و پیگیری مستمر من، الان فهمیده که حشرات شش پا دارن و عنکبوتیان هشت پا. حشرات همگی شاخک دارن و بدنشون بند بنده. حشرات تخم گذار هستن و چرخه حیات شون رو هم تا حدودی درک کرده. البته حرف که نمی زنه که !! از روی نقاشی هاش اینجور استنباط کردم.

این تصویر حشره ایه که شین و دوستانش توی استخر کمی باهاش سرگرم شدن و من تونستم از همون فرصت برای آموزش ساختمان بدن حشرات استفاده کنم.

 

و حشره محبوب شین ، مانتیس :

من اطلاعات جذابی در زمینه حشرات گیر نیاوردم. یعنی چیزی که به درد شین بخوره. با توجه به اینکه من هیچوقت مبحث آموزشی رو نمی بندم ، اگه سایت یا کتاب یا هر مقوله دیگه ای دیدین که به درد مبحث حشرات می خورد به من اطلاع بدین.

 

 

دراین سایت می تونین فلش کارت ها و تصاویری برای رنگ آمیزی برای بچه ها – با موضوع حشرات - پیدا کنین.

این جا هم می تونین تصاویر بیشتری از حشرات داشته باشین. لینک های بیشتری در سایت وجود داره که اطلاعات بیشتری در مورد هر حشره رو ارائه می کنه.

 

سین ، مامان شین 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:48 توسط :: مامان شین ::

پیدا کردن یک جوانه از یک گل ، و نیازش به گلدان باعث خلق این اثر هنری شد !!!

ایده کار از من بود. البته نه کاملا. چون سهم این هفته از لکه گیری و لباس شستنم رو انجام داده بودم و نمی خواستم دوباره برای خودم کار بتراشم ، از شین خواستم بجای کار با گواش و کاغذ، از چسب و کاموا استفاده کنه. وقتی به قدر کافی کاموا به دور قوطی کنسرو چسباند ، تصمیم گرفت که با گل های کاموایی اون رو تزئین کنه. تا ریشه کردن گل و خشک شدن کامل چسب دور کار باید صبر کنیم. حتما تصویر این گلدان رو با گلش در این وبلاگ می گذارم.

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:14 توسط :: مامان شین ::

بازی "بَن بِن بُن" شین کم کم داره به یک وعده هیجان انگیز از بازی های روزانه ما تبدیل می شه. چرا ؟ امیدوارم نخندین ، چون این بازی توی هاگوارتز  اجرا می شه. من تبدیل می شم به خانم مک گوناگل ، و به بچه ها درس می دم. شین هم به نوبت نقش شین ، هرماینی ، هری ، رون، مالفوی و سایر بچه های هاگوارتز رو ایفا می کنه. ایده این ماجرا موقعی به ذهنم رسید که سعی می کردم براش جا بندازم که شخصیت خودش منحصر به فرده و نیازی نیست که نقش کارکتر مورد علاقه ش – هرماینی- رو ایفا کنه. این بود که شین رو هم به زور تپوندم توی دار و دسته هری پاتر. بعد کم کمک برای اینکه از اون حالت بد شاگرد- استادی در بیاد جلسات فارسی مون ، سعی کردم که به این شکل اجراش کنم. باور کردنی نبود. توی این بازی فهمیدم که این دخترک برای گرفتن مطلب هیییییییچ مشکلی نداره ، فقط نیازه که به شکلی حواسش رو جمع کنه. از ترس خیط شدن جلوی مالفوی و کراب و گویل ، چنان توجه می کنه ، که دیگه هیچ اشتباهی ازش سر نمی زنه و همه چیز رو خیلی دقیق و درست انجام می ده.

شین توی تطابق کلمات ، و هنگام کشف مطالبی مثل اینکه حرف "د" در کلمات دختر و دست و مداد ، یا چ در کملات چتر و چشم، وجود داره به قدری هیجان زده می شه که لحظاتی نمی تونه سر جاش بشینه. واقعا ای کاش که توی همه کارهاش انقدر علاقه و اشتیاق نشون می داد. سر کلاس زبان اسپنیش اشک من در می آد. تمام مدتی که معلم درس می ده این داره می رقصه یا با سگ معلم بازی می کنه. دقیقا انگار معلم داره با دیوار حرف می زنه!! خدا رو صد مرتبه شکر که اعصاب معلم پولادینه !!!  معلمش خیلی اصرار داره که کاری به کارش نداشته باشیم و مدام می گه : ما نمی دونیم چه جوری ، اما بچه ها زبان رو می بلعن.

خدا به من صبر عنایت کنه که این بازیگوشی های مدام شین رو نادیده بگیرم. آمین.

به نوشتن علاقه خاصی پیدا کرده. البته منظور از خاص اینه که مثلاْ دوست داره موقع نقاشی، توضیح هم بنویسه و از کلماتی که نوشتن شون رو بلده، مثل "پا" ، "دست" یا بابا و مامان استفاده کنه.نه اینکه خدای نکرده فکر کنین خیلی داره علاقه نشون می ده ها !!!

خیلی هم بانمک می نویسه. قرینه !!!!  اصرار داره که چیزهایی که بلد نیست بنویسه رو من براش بنویسم. خیلی اصرار داره که نقاشی هاش کامنت داشته باشن.

 بخش کردن کلمات رو بدون اینکه من تلاشی در آموزشش داشته باشم یاد گرفته. فکر کنم از کارتون "خرس برادر" یاد گرفته. توی این کارتون یکی از کاراکتر ها اسمش رو بخش می کنه. می گه :"اسم من کوداس. دو بخشه ، کو-دا"

حالا هر چیزی که می نویسه رو هم هجا می کنه. صد هزار مرتبه شکر ، نمی دونم چه شکلی ، اما درست بخش می کنه.

 

سین ، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:33 توسط :: مامان شین ::

دیگه به گرد پاش هم نمی رسم. هر روز انقدر ماجرا خلق می کنه و شگفت زده م می کنه که نمی رسم اینجا ثبت شون کنم. کلی کاردستی و نقاشی و لوحه و غیره و غیره هست که انجام داده ، اما من نتونستم ازشون عکس بگیرم . ولی هنوزم بی علاقه س و به نظر من تمرکزش کم...

نمی دونم از بچه ای به سن شین توقع می ره که چه مدت روی یک کار فوکوس کنه. به هر حال همه کاری خیلی زود حوصله ش رو سر می بره.

برای بهبود تمرکزش از بازی های تقویت حافظه یا زوج کارت های یک شکل استفاده می کنم. بعضی وقت ها موقع پیاده روی روی جداول راه می ریم و تلاش می کنم که با این کارها قدری بهش کمک کنم که تمرکزش رو بیشتر کنه. اما بازی ها چون "صدا" ندارند و راه رفتن روی جدول بخاطر پیدا کردن یک "انبه" کوچک، بلافاصله به دست فراموشی سپرده می شن.

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:53 توسط :: مامان شین ::

فکر می کنین شین سنجاقک رو چه شکلی می بینه ؟ به تصویر زیر دقت کنین :

 

این یک سنجاقکه. از نیم رخ کشیده شده. به قدری از دیدن این نقاشی ذوق کردم که حد نداره. بخش زرد رنگ بالشه و خط بنفشی که در امتداد بال کشیده شده بدن سنجاقکه. چند روز پیش سنجاقک کوچکی کنار پنجره ما نشست و من ( طبق معمول ) از فرصت استفاده کردم و برای شین توضیح دادم که سنجاقک چه جور حشره ایه. چند تا عکس از اینترنت پیدا کردم و بهش نشون دادم. اولین چیزی که خیلی توجه شین رو جلب کرد رنگ های بدن سنجاقک بود. می گفت : عجب رنگی مامان !! من گفتم : خیلی درخشانه نه ؟ گفت : آره ... آبیِ ... م .... م... ترش ، نارنجیِ ترش !!!!!!

از مزه رنگ ها که بگذریم ، بهتره به آخرین نقاشی گواش شین هم نگاهی بیاندازید:

این تصویر ذهنی شین از "مغز انسان"ه. رنگ های آبی و بنفش دور موضوع اصلی " اعصاب آدم" هستن. این تفسیر خودش از نقاشی بود. توضیح داد که "اعصاب برای  مغز آدم پیام می آرن". لکه های آبی روی صفحه هم ویروس های ضعیف شده آبله مرغان هستند. این دیدش رو مدیون دروس علوم مهدسابق ، و صدالبته کارتون جالب "اسمز جونز" ه

زمان بچگی کتابی داشتم که کمیک استریپی بود از بدن یک پسر بچه که دچار بیماری شده بود. تمام اعضای بدن، عملکردشون و نحوه مقابله با بیماری به نحو بسیار جالبی در اون کتاب شرح داده شده بود. متاسفانه نه اثری از کتاب در خانه ما باقی مانده نه در ذهن من !! حتی اسمش رو بخاطر ندارم. اما کارتون "اسمز جونز" یا "سلول" قهرمان " هم برای جا افتادن موضوع عملکرد مغز  و اعصاب و کلاً ارگان های مختلف بدن ، به شکل مشابهی برای شین موثر بوده. با توجه به اینکه این فیلم توی ایران دوبله شده و نسبتاْ هم خوب دوبله شده ( بجز چند سوتی ترجمه ای ) پیشنهاد می کنم بخرینش و علاوه بر طی لحظات شیرینی در کنار فرزندتون ، اون رو با طرز کار سیستم دفاعی بدن بیشتر آشنا کنین.

 

سین ، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:16 توسط :: مامان شین ::

تعریف هوش مدت هاست که فرق کرده. دیگه به آی کیو نمی گن "هوش"

هوش توانایی سازگاری و پیشرفت در شرایط مختلفه

همین




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:2 توسط :: مامان شین ::

کلاس اول که رسماْ نرفتم. اما وقتی کلاس دوم دبستان بودم، یکی از دلایل عدم رغبتم به نوشتن مشق ، زشت بودن دفتر های مشقم بود. به قدری ازشون بدم می اومد که نگو. دفترهای فانتزی اون زمان وجود خارجی نداشتند و بیشتر لوازم التحریر ما از طریق تعاونی ها و با کیفیت بسیار نازلی – چه از لحاظ جنس چه از نظر ظاهر – تهیه می شدن. مادرم اگر خیییییییلی حوصله داشت از کاغذ کادوهایی که در خونه داشتیم دفتر ها رو جلد می کرد. ( بعبارتی اگه نداشت نمی کرد !! ) . بهترین نوع کاغذ اون زمان کاغذ "فرنو" بود که اون هم از کلاس سوم یا چهارم دبستان به بعد در اختیار من قرار گرفت. من هم که بدخط بودم و مداد تراشم همیشه گم می شد و  مجبور بودم تا پیدا کردن مداد تراش دیگه ای با نوگ گرد شده مداد بنویسم و صفحات سیاه و لوله شدن گوشه صفحه ها از دفتر من یک هیبتی می ساخت که برای تنفر همیشگی از نوشتن توی اون دفترها کافی بود. این جریان تا کلاس چهارم دبستان که من با دختری به نام پ-د آشنا شدم ادامه پیدا کرد. پ دخترک بسیار خوش سلیقه ای بود که با حوصله تمام، گوشه تمام صفحات دفتر مشقش رو گل می کشید و رنگ می کرد و به شکلی می نوشت که گوشه های دفتر تا نمی شدن. دفتر هاش از همون دفتر هایی بود که روی جلدشون پر بود از شعار های جنگ جنگ تا پیروزی و غیره. اما ورق زدن دفتر های مشقش دلپذیر بود. با الهام از اون بود که من کم کمک فهمیدم که چیزی به اسم "سلیقه" وجود داره و با دفترهای مشقم آشتی کردم .

این قصه ها رو تعریف کردم که دلیل وسواسم برای تمیز بودن و زیبا بودن دفترهای مشق شین رو بدونین. به لطف توسعه واردات ، این روزها توی هر لوازم التحریری که قدم بگذارید می تونین انواع دفاتر خوش آب و رنگ رو پیدا کنین. مدادها ، پاک کن ها و مداد تراش های میلان و فیبرکسل  هم دیگه جزو وسایل فانتزی و  نیست در جهان محسوب نمی شن . اما.... اما قصه تا شدن صفحات دفتر همچنان برجاست. فکر کنم همین روزها چسب اسکاچ رو بردارم و گوشه پائینی کاغذ دفتر مشق شین رو کمی مستحکم تر کنم !

شما بودین چکار می کردین ؟

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:3 توسط :: مامان شین ::

این روز ها هر بار که اطلسی رو باز کرده یا کره زمین رو نشون شین داده ایم ، به قسمت های آبی اشاره کرده و گفته : " این دریاهای کره زمینه " و به قسمت های سبز : " این هم چمناشه " . هر بار که دهان باز کرده که بیشتر توضیح بدهیم گفته : "می دونم. زمیناشه. اما سبزه. "

این تصویری از کره زمینه به روایت شین. اون بالا "چمن هاشه" لکه زرد هم نشان دهنده صحرا یا مناطقی ست که سرسبز نیستند. حد فاصل بین زمین و دریا یک کشتی زرد رنگه. دایره بزرگ قرمز رنگ کنار کشتی ، چیزی نیست جز " از اون مجسمه ها که به نوک کشتی می چسبونن "! پرچم کشتی هم که صورتی و سفید رنگ شده می بینید. اصرار من برای تمام کردن نقاشی در مقابل شروع باران و علاقه ش به تماشای باران زیبا فایده چندانی نداشت. این هم یک نقاشی نیمه کاره از شین.

 توی آب – اعماق آب شاید – یک کوسه در حال شنا کردن می بینید. نقطه آبی رنگ روی زمینه سفید، چشم کوسه ست.

این جا هم دو نقاشی که الهام گرفته از وقایع زندگی شین هستند رو می بینید. اولی ، بردیاست. شین و بردیا در حال عبور از خیابان هستند که آدامسی رو زیر پای شین پیدا می کنند

 

 

این یکی، گلدان میخکی ست که قبلاً تعریف کردم. شین کنارش ایستاده.  وقتی شین این تصویر را کشید ، گلدان چهار گل کوچک و یک گل کاملا بزرگ داشت. خطوط قرمز پائین گل ها هم طبق گفته خودش ، گل های کاغذی پژمرده ای که روی خاک گلدون انداخته ایم هستند.

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 17:50 توسط :: مامان شین ::

 

اگر دنبال ایده هایی برای آموزش مفاهیم علوم برای فرزندتون هستین ، از دیدن آزمایش های جذاب این سایت غافل نشین.

بخشی به نام Science Surprises داره که تجربیات عجیبی رو در اختیارتون قرار می ده. در ابتدا فکر می کردم که بیشتر به درد گروه سنی سال های پایان دبستان یا دوران راهنمایی بخوره ، اما خودم ایده های خیلی نابی رو برای آموزش علوم همراه با بازی و تفریح از توش کشف کردم که خیلی برای بچه پنج ساله ای مثل شین جذابن.

ظاهرا این سایت متعلق به یک کانال تلویزیونیه که روی مطالب علمی تمرکز کرده.

به هر حال دیدن و گشتن توش خالی از لطف نبود. گفتم که شما هم در لذت کشف این سایت سهیم بشین.

راستی ... یادمه که یک بار جایی دیدم که با بستن کش داخل یک قوطی کنسرو، و آویزون کردن یک جسم سنگین به کش می شد کاری کرد که قوطی روی سربالایی به طرف بالا قل بخوره. اگه کسی نحوه درست کردنش رو بلده به من اطلاع بده. یک قوطی کنسرو خالی منتظر یاری سبز شماست !!

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 17:57 توسط :: مامان شین ::

حس بدیه. هنوز شرایطی پیش نیومده که شین در جمع هم شاگردی ها تجربه ش کنه اما من پیشاپیش دارم حسش می کنم. اون هم حس بازگشت به اول راهه .

در مورد ریاضی خیلی ناراحتم. شین مدت هاست که اعداد رو به فارسی و انگلیسی بلده. آموزش اعداد یک تا ده دیگه براش هیچ جذابیتی نداره. تشخیص دایره از مثلث براش از آب خوردن هم ساده تره، اما حالا مجبوره از اول شروع کنه، همه این ها رو به اسپانیایی یاد بگیره، و تن به کار نمی ده که نمی ده.

به وب سایت هایی که آموزش ریاضی به زبان اسپنیش دارن سر می زنم. تمام مدت به چهار می گه Four و به ده می گه Ten و وقتی اسامی اسپنیش اعداد یا اشکال رو بهش می گم اخم هاش رو می کنه تو هم. " مامان بریم بیز بال بازی کنیم این بازی Baby هاس"

به غرورش لطمه می خوره وقتی می بینه که باید از صفر شروع کنه ، و فکر کنم وقتی به مدرسه بره این حس خیلی بیشتر اذیتش کنه.

کلی ایده خوب برای آموزش مفاهیم ریاضی بهش داشتم که باید بگذارم توی بایگانی برای بعد. فعلا باید شمارش اعداد یک تا ده رو یاد بگیره ، دوباره ، که چقدرررررررررر هم ازش بدش می آد.

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:5 توسط :: مامان شین ::

اگر مثل من دچار نوستالژی خیابان دوست داشتنی سسامی هستید ، حتماْ سری به وب سایت کارگاه سسامی بزنید. بخش های مختلفی داره که مطمئنم هم خودتون و هم کودک تون از گشت و گذار توی کوچه پس کوچه هاش لذت خواهید برد.

هدف من بازی هایی با اعداد بود که بتونم با استفاده از اون ها شمارش  اعداد اسپانیایی رو با شین تمرین کنم. بازی های ریاضی سسامی قدری برای شین آسون بودن. اگر هر بازی دیگری بود، شین بعد از یک بار سعی کردن کنارش می گذاشت. اما گرافیک این سایت و اینتراکشن ش با کاربر انقدر قوی بود که دخترک ما رو نیم ساعتی مشغول کرد. هنوز هم می خواست ادامه بده که دیگه مجبور شدم بلندش کنم.

بازی های آموزش شمارش، اشکال، تناظر یک به یک، مرتب کردن و دسته بندی اشیا ( که پیرو  درس توصیف اشیا علوم ، من یک برنامه یک روزه کامل رو برای آموزشش به شین اختصاص دادم ) و حتی بازی هایی مثل گشت و گذار در جنگل و قطب و اقیانوس و یافتن حیوانات هر محیط همگی به قدر کافی جذاب هستن که سادگی شون دل بچه پنج ساله رو نزنه.

بخشی رو به داستان اختصاص داده که خیلی ازش خوشم اومد. البته بهش نپرداختم چون نمی خواستم تمرکز شین رو از بین ببرم. اما داستان های خیلی ساده ای داره که خود بچه توی خلق شون کمک می کنه و هر داستان هدف ساده ای رو دنبال می کنه. قطعا امروز برای بخش داستان سرایی مون سری بهش می زنم، هر چند که قرار بود خوابی رو که دیشب راجع به بردیا دیده بود مصور کنه.

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:25 توسط :: مامان شین ::

اجرای برنامه هفتگی به اون ترتیبی که مد نظر داشتم پیش نمی ره. بعضی وقت ها موقعیت هایی پیش می آد که شین آمادگی کافی برای گرفتن یک مطلب جدید رو پیدا می کنه و بلطبع من صبر نمی کنم تا روزی که برنامه اجازه بده به اون مطلب بپردازم.

دیشب شین ماه رو توی آسمون دید. کمی با پدرش و اون راجع به ماه صحبت کردیم. این بود که وقتی شین امروز صبح از خواب بیدار شد و بجای "آش" ویار "جغرافی" گرفت ش ، وقت رو تلف نکردم و بجای آشپزی، تصمیم گرفتم موضوعی به خوردش بدم که در مورد رابطه ماه و زمین دید خوبی به شین بده. هر چند که این مطلب بیشتر در رسته علم نجوم قرار می گیره،اما نباید فراموش کرد که ارتباط ماه و زمین می تونه به فهم مساله چرخش زمین و موقعیت زمین نسبت به خورشید در طی شبانه روز ، و لاجرم فهم اینکه چرا وقتی اینجا روزه تو ایران روز نیست به شین کمک کنه.

امیدوارم فکر نکنین این مطلب برای بچه پنج ساله سنگینه. می دونم. توی درس جغرافیا هدف اصلی من "مکان یابی " بوده. حالا این مکان می تونه یک خونه توی یک محله باشه ، یا مرکز یک استان توی کشورمون ، یا حتی یک کشور روی کره زمین. با وجود اینکه قبلا گفته بودم و قرار بود که این یک مقوله از "جزئیات" به "کلیات" برسه ،مناسب بودن شرایط و اوضاع باعث شد که از برنامه قبلی تخطی کنم و گریز کوچیکی بزنم به مقوله سیاره ای که توش زندگی می کنیم.

قبل تر ، وقتی که سعی می کردم سیلابسی برای درس جغرافیای شین طرح ریزی کنم ، به وب سایت های متعددی رسیدم که علم نجوم و جغرافیا رو برای بچه ها تشریح می کرد. محتویات سایت هایی که توی اینترنت در زمینه منظومه شمسی بود بیشتر به کار بچه های بزرگتر می اومد. اغلب نوشتاری بود و با وجود اینکه مطالب مفیدی رو ارائه می کرد، از حوصله دختر کوچیک من خارج بود. توی همین تلاش ها به برخی مطالب برخوردم که به گونه مناسبی که براش شین قابل فهم باشه، موضوعات رو ویژوالایز کرده.

بر خلاف تصورم از سایت ناسا اطلاعاتی که می خواستم رو به دست نیاوردم. اگر چه بازی های جذابی داشت که Object های مربوطه به علم نجوم رو برای بچه ها نمایش می داد، اما نتونستم لینکی که هدف من رو برآورده کنه پیدا کنم.

سایتKids Astronomy دو تامطلب مهم و اساسی برام فراهم کرد. نشون دادن حرکت وضعی زمین، و حرکت انتقالیش.

 شین متوجه شد که خورشید خیلی بزرگتر از کره زمینه ( که بارها براش گفته بودم اما نمی دونم چرا براش جا نیافتاده بود) ، که زمین دور خودش و خورشید می چرخه و همین باعث پیدایش شب و روز می شه ، ماه دور زمین می چرخه و نورش رو از خورشید می گیره.

ازاینجا می تونین متنی رو دانلود کنین که وضعیت ماه رو در شب های مختلف نشون می ده. از شین خواستم که زاویه تابش خورشید رو تصور کنه. خیلی راحت تونست در هر وضعیت بگه که خورشید از کجا می  تابه و توی هوا به من نشون می داد. جالب اینجا بود که وقتی بدر کامل ماه رو دید، وضعیت تاریکی مطلق ماه رو نشون داد و فریاد زد : " مامان این پشت این یکیه " . این برای من نشونه خوبی بود که تونسته مکمل ها رو درک کنه.

برای این که کاملا موضوع براش جا بیافته از یک سیب و شمع استفاده کردم. بردمش یک جای تاریک و شمع روشن کردم. با دو تا کبریت موقعیت "آسیا" و "آمریکا" رو روی سیب نشون کردم و چرخش زمین به دور خودش و دور خورشید رو با همین وسایل شبیه سازی کردم. شین کیف کرد. و البته بعد از اتمام کار هم کلی کبریت سوزوند !!

پ.ن :

شین : مامان چرا ما چرخیدن زمین رو نمی فهمیم ؟

سین : زمین خیلی بزرگه مامانی و ما خیلی کوچیک. بعلاوه زمین جاذبه داره. اینا رو بعداً که بیشتر یاد گرفتی خواهی فهمید

شین : یعنی اگه من دعا بکنم که بتونم چرخش زمین رو احساس کنم، می شه ؟

سین : نع !!

شین : مامان هیچ می دونی اون شبی که من استفراغ * کردم ، بخاطر این بود که خدا دعای من رو برآورده کرده بود که من چرخش زمین رو احساس کنم ، بخاطر همین هم حالم خیلی بد شده بود !!!

*داستان تهوع شین بعد از یک مسمومیت غذایی یک ماه پیش

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:13 توسط :: مامان شین ::

اجرای یک برنامه موفق علوم، علی الخصوص در حوزه گیاه شناسی در اینجا کار چندان سختی نیست. بچگی من تقریباً در چنین محیطی گذشت. هنوز طعم میوه های غیر معمول و عطر گل های عجیبی که در گشت و گذار های روزانه با دوستان کشف می کردیم از یادم نرفته. سعی کردم شین رو به همین ترتیب با طبیعت آشنا کنم. بگذارم بگرده و کشف کنه.

گشت و گذار امروزمون به همین تر و تمیزی که توی عکس ها می بینید نبوده. سعی کردم موضوع را با ترغیب شین به چسبوندن برگ ها روی کاغذ به شکلی فاینالایز کنم. برای اینکه تفاوت برگ ها و گل ها بیشتر به نظرش بیاد.

اما برگ آخر رو شین رو کرد. یک نقاشی خیلی جذاب از یکی از گل هایی که چیده بودیم . توی شکل می بینید که چقدر تلاش کرده گلبرگ ها رو شبیه اصل ش بکشه ، و اون کاسبرگ های سبز که از بین گلبرگ ها معلومن نشون می ده که از زاویه ای که دیده کاسبرگ ها معلوم بودن ، حتی حاشیه قرمز کاسبرگ ها رو سعی کرده با کشیدن خطوط قرمز نشون بده.

تصویر اصل مدل رو در کنار نقاشی می بینین :

*-----------------------------------------------------------------------------------

برای خالی نبودن عریضه ، یک "رخ" با هویج برای من ساخته !!!

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:56 توسط :: مامان شین ::

>