تبليغاتX
روزنگارهای سین برای شین

این موجود وحشتناکی که ملاحظه می فرمائید ...

 

چیزی نیست جز یک فقره "شین" پشت ماسک دست ساز !!

دیروز هوس ماسک کرد. با مقوای جعبه کورن فلکس براش این رو در آوردم :

داشتم ازش برای نشون دادن حالت های مختلف چشم و ابرو استفاده می کردم که اعلام کرد می خواد با گواش رنگش کنه. مهلت نداد حتی فکر کنم که چی می خواد بشه. بلافاصله رنگش کرد.

نمی خوام قربون دست و پای بلورینش برم ، یعنی می خوام ، اما نمی خوام خیلی ضایع این کار رو انجام بدم ، اما به نظرم این ماسک با رنگ هایی که شین انتخاب کرده و اون دندون های سفیدش واقعا چیز ویژه ای شده !!

سین ، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 2:2 توسط :: مامان شین ::

مدتیه که با شین داریم ماجراهای جدیدی می سازیم. قصه های "غولنگ و غولاژ" !!! این دو کاراکتر محبوب شین رو پدرش ابداع کرد و بعد شدن شخصیت اصلی داستان های کوتاه و ساده ای که شب ها برای شین تعریف می کنیم و اون همیشه شاکیه که چرا داستان ها "سریالی" اند و هر شب باید منتظر قسمت بعدی بمونه !!!

در همین احوال بود که تصمیم گرفتم چند تا کاراکتر انگشتی براش درست کنم که بتونه با ایفای نمایش کمی هم قصه پردازی کنه تا بفمه که چقدر سخته آدم بخواد مدام در حال قصه ساختن باشه !!!

شخصیت غولنگ رو خودش مصور کرده که همین روزها براتون راجع بهش می نویسم و تصاویرش رو اینجا می گذارم. این عروسک ها متاسفانه نشد اون چیزی که مد نظرم بود. باید کمی بیشتر فکر کنم تا بتونم عروسک غولنگ و غولاژ رو اون شکلی که واقعاْ هستن در بیارم.

دوختن فوم های بریده شده رو به عهده خودش گذاشتم

این هم از نتیجه کار :

الان تقریباْ یک ساعته که شین با عروسک هاش مشغول بازیه. به موهاشون کلیپس زده ، با منجوق براشون گردنبند درست کرده و با چسب اسکاچ پانسمانشون کرده ، خلاصه که بیچاره عروسک ها !!

سین، مامان شین

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:4 توسط :: مامان شین ::

شین این روزها مشغول  کشف رنگ هاست. قبل تر، تمام رنگ ها رو با هم ترکیب می کرد و معمولاً نتیجه کارش طیف مشخصی از رنگ سبز- قهوه ای بود. حس می کنم در نگاهش نسبت به رنگ ها انقلابی رخ داده و این نقاشی ها حاصل دید جدیدش به ترکیب رنگه. خیلی خیلی از دیدن این نقاشی ها ذوق کردم. شاید اگر شما هم از نزدیک جریان آشنایی شین با رنگ ها رو رصد می کردید متوجه می شدید که چرا انقدر خوشحالم.

این نقاشی رو روزی کشید که من سرم شلوغ بود و اون به شدت دنبال رنگ "نارنجی" ای می گشت که نداشت :

این هم یکی دیگه از نقاشی های گواشی با رنگ های ترکیبی. خودش از کشف رنگ خاکستری کلی ذوق کرده بود، اما بخاطر نداشت که با ترکیب چه رنگ هایی بهش رسیده !!

 

تصمیم دارم از این به بعد فقط سه رنگ اصلی رو براش تهیه کنم و دو رنگ سیاه و سفید رو. بگذارم که خودش بقیه رنگ ها رو کشف کنه. از قدیم و ندیم گفتن : "احتیاج مادر اکتشاف" !!!

 

سین ، مامان شین

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 5:48 توسط :: مامان شین ::

یکی از تمرین های خوبی که برای تمرکز پیدا کردم، برش خطوط موازیه. خطوط موازی کنار هم روی کاغذ رنگی می کشم. و برای شین توضیح می دم که بایستی از روی خطوط برش ایجاد کنه به شکلی که تکه های ظریف کاغذ از هم جدا نشن. خیلی دقت به خرج می ده و متمرکز می شه. بعد با کاغذ بریده شده یه گل درست می کنیم که شین خیلی دوست داره و ازش توی بازی های دیگه مثل خاله بازی یا تزئین سرو کله ش استفاده می کنه !

 فاصله خطوط بایستی متناسب با مهارت بچه در بدست گرفتن قیچی باشه. نه خیلی دور از هم به شکلی که نشه با ماحصلش یه گل ساخت، نه انقدر نزدیک که کوچکترین لرزشی باعث خراب شدن کار بشه.

 

یک توضیح : سرویس "وب شاتز" که آرشیو عکس های کارهای من و شینه، برهنگی  رو- حتی اگه خیلی مختصر باشه و حتی اگه مال بچه خودتون باشه و دلتون بخواد که آپلودش کنین - حذف می کنه. البته محترمانه هم اطلاع می ده. چون موقع کاردستی یا نقاشی شین دوست داره پاهاش رو یا دست هاش رو رنگ کنه ، معمولا یه لباس کهنه تنش می کنم و شلوار هم پاش نمی کنم. طبیعیه که ممکنه توی عکس پاهای برهنه شین دیده بشه. اینه که اگر دیدید عکسی نشون داده نمی شه به علت سانسور وب شاتزه. برای پست امروز هم به همین علت تصویر مناسبی ندارم که بذارم.

توضیح بعدی : از کار وب شاتز خوشم نیومد ، اما ما سرویس گیرنده هستیم و ترمز آو اگریمنت رو پذیرفتیم.

توضیح بعدی تر : ببین چه مغزهای مریضی توی این دنیا وجود داره که یه سرویس معظمی مثل وب شاتز به سانسور پارشال نودیتی مشغول می شه ، اون هم سانسور تصویر پاهای یک بچه پنج ساله!!!

توضیح بعدی تر : ندارم !!

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 18:35 توسط :: مامان شین ::

مستحضرید که من از برنامه آشپزی به عنوان راه نجات استفاده می کنم. اگه فرزند شما حاضر نیست "کدوی خام" بخوره، راهش اینه که کدو رو بدید دستش تا رنده کنه* ، این شکلی

کمی شوید خشک بدین بهش اضافه کنه :


ماست بزنین و بذارین تزئین کنه. شین از جعفری برای تزئین استفاده کرده اینجا :

شین حین خوردن غذا چند مرتبه تاکید کرد که کسی حق نداره به ماست و کدوش دست بزنه ، می خواست همش رو خودش بخوره. کلی هم پکر شد وقتی ما برخلاف خواسته ش به دستپختش ناخنک زدیم !!!
اینجا اسمایلی "شیطان قهقه زن" نداره ؟؟؟

* نکته ایمنی : من پیشنهاد می کنم مکانیزم کار رنده رو قبل از اینکه در اختیار بچه قرار بگذارید، بطور کامل براش شرح بدین. اگر کمی تا قسمتی محتاط باشه، خودش کاملا مراقبت می کنه. اما در مجموع برای رنده کردن قطعات کوچک مواد غذایی و قطعاتی که بطور کامل در دست بچه قرار نمی گیرن حتما خودتون اقدام کنین.

سین ، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 19:39 توسط :: مامان شین ::

مدارس تعطیل شدن و من ساعات بیشتری از روز رو با شین می گذرونم. بعضی وقت ها واقعا حس می کنم خالی شدم از هر چی فکر و ایده س !!! خدا پدر شین رو بیامرزه که به بازی های تکراری تن می ده، وگرنه من بیچاره بودم.

چند روز پیش که شین تا بیدار شد ویار "تاج" کرد، واقعا نمی دونستم چیکار کنم. مقوای مناسب نداشتم، کش نداشتم، نگین و نشون نداشتم .... خلاصه تا به خودم بجنبم چشمم افتاد به ظرف خالی آب معدنی و ... دیلینگ !!! چراغه روشن شد.

قسمت بالایی ظرف رو بریدیم ، با بدبختی ! خیلی سخت بریده می شد، شاید هم قیچی ابزار مناسب برش نبود !!

شین شروع کرد به رنگ کردن ، قبل از اینکه من حتی فکر کنم به اینکه چیکارش کنیم !!

دخترک من خیلی عجوله. مهلت نداد که رنگ خشک بشه و یک دست دیگه رنگ بزنیم... مهلت نداد که من توی خونه بگردم و ببینم برای تزئین تاج از چه چیزهایی می شه استفاده کرد. تا من حواسم نبود با رنگ صورتی براش نگین کشید.

الان دو روزه که با این تاج داره عشق می کنه !!!

حالا قراره که با بطری های کوچک تر - در اندازه بطری های نوشابه خانواده - یک تاج کوچکتر پرنسسی درست کنیم به رنگ طلایی و نوک دالبرهاش مروارید بچسبونیم و دورش رو با سنگ های آب نباتی تزئین کنیم. قول گرفته که با بطری های کوچکتر هم یه تاج برای تدی محبوبش درست کنیم که اون غصه نخوره. اصولا داره پشت سر هم سفارش تاج می ده برای تمام دوستاش !! معلومه خیلی خوشش اومده از این تاجه !!

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 20:33 توسط :: مامان شین ::

انبوه کاغذهای آ4 باطله کنار اتاق ، حاوی اتودهای اولیه نقاشی های شین، نقشه های به سقف کوبیدن سر بابا و مامان برای انجام کارهای غیرمجاز (!) چرکنویس های من و یادداشت های پدرش کنار اتاق بود ، که تصمیم گرفتم به هر شکلی که شده بازیافت شون کنم. اولین فکری که به ذهنم رسید تهیه خمیر کاغذ و استفاده برای کاردستی های بعدی بود. روش تهیه خمیر کاغذ رو بلد نبودم و در اینترنت هم چیز زیاد به درد بخوری پیدا نکردم. اما از دستورهایی که جسته و گریخته در وبلاگ های بیربط دیدم، همگی از خیس کردن کاغذ به عنوان اولین مرحله یاد می کردند. این بود که تصمیم گرفتیم کاغذهای آ4 رو خرد کنیم و بگذاریم خیس بشن تا یک آدم با تجربه بیاد و روش تهیه ش رو یادمون بده !

 خرد کردن کاغذ ماجرایی بود، شین وانمود می کرد که داره پیاز داغ درست می کنه و از من خواهش می کرد که طرفش نرم که چشم هام نسوزن !!!

بعد کم کمک – حوصله مون که از خرد کردن کاغذ سر رفت – روش های جدید قیچی زدن بود که ابداع می شد. شین از این اشکال قرینه خیلی خوشش اومد :

 

 

این آقا ( یا شایدم خانم ) غوله رو شین درست کرده. البته بدنش رو . در حین تلاش برای زدن برش های قرینه، کاغذ رو برید و بعد به این نتیجه رسید که برای درست کردن بدن یک غول مناسبه.کله ش رو من قیچی کردم و اون نقاشی :

 

تصمیم دارم یه برنامه کاردستی با کاغذ – به غیر از اوریگامی - براش بگنجونم. حس می کنم نیاز داره که بیشتر با قیچی کار کنه. احتمالا گل های کاغذی درست می کنیم. شاید هم کلاه های کاغذی برای عروسک ها. قطعا برش های قرینه ساز هم توی برنامه خواهد بود. پیشاپیش از کلیه ایده های شما به شدت استقبال می کنیم.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 19:30 توسط :: مامان شین ::

برنامه آشپزی مون واقعاْ معرکه ست. آشنایان می دونن شین در تجربه طعم های متفاوت و جدید چقدر بد ادا بود.بد غذا نبوده ، هیچ وقت، اما امان از وقتی که تصمیم داشتیم مسافرت کنیم به مکان هایی که الزاماْ غذاهای معمول و مرسوم سفره ما رو سرو نمی کردن !! اعتصاب غذا می کرد رسماْ!  الان به لطف این برنامه های هفتگی، به راحتی انواع سبزیجات معطر و حتی ادویه های تند رو با وجود پیش داوری امتحان می کنه.

و اما دستورها !!

دستورهای آشپزیی که مامان این آقای محترم برای ما ارسال می کنه معمولاْ دچار چنان تحریفی می شه که بعضی وقت ها رومون نمی شه منتشرشون کنیم توی وب !!! محض آبروداری فقط می گم که یه دستور غذایی بود که توش ماهی و میگو و مارچوبه داشت و تبدیل شد به این چیزی که ملاحظه می فرمائید :

مواد اولیه : ژامبون، سس مایونز، ماست، آب لیمو و نمک و فلفل و جعفری

شین جعفری ها رو می بوئید، با احتیاط کامل می چشید و خرد می کرد :

همه مواد که با هم مخلوط شدند، تصمیم گرفت که برنامه تزئین غذا رو خودش به تنهایی و بدون کمک من انجام بده، فقط خواهش کرد که براش هویج مربعی ببرم که اطاعت امر شد. تصمیم گرفته بود که با پاستیل دراکولایی تزئین رو انجام بده، که داد، و حاصل این عدد "ده" بود که ملاحظه می فرمائید :

و اما توصیه های مامان شین :

مارچوبه رو می تونین از بازار تجریش یا بازار بهجت آباد تهیه کنین. اگر کنسروش رو بخواین به تون توصیه می کنم یه سر به خیابون منوچهری بزنین. ابتدای منوچهری مغازه ای هست به نام "خوشیده" که مواد غذایی و بهداشتی وارداتی رو با قیمت مناسبی عرضه می کنه. فکر کنم ، مطمئن نیستم ، ژامبون رو هم بشه اونجا پیدا کرد. حالا اگه ژامبون نبود هم نبود، می شه از گوشت کوبیده آبگوشت هم استفاده کرد !!! کی به کیه !!!

نوش جان !

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 23:28 توسط :: مامان شین ::

بعضی وقت ها برای آموزش مفاهیم علوم - مثلاْ ساختمان گیاهان - گردش در آشپزخانه مفید تر از گردش در طبیعت می شه !!

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 19:46 توسط :: مامان شین ::

گواش آدم رو وسوسه می کنه. وسوسه می کنه که دستهاش رو تا مرفق درون این رنگ های چسبناک فرو ببره و به در و دیوار بماله. من و شین امروز با گواش بازی جدیدی کردیم. نه خیلی جدید،  دوران بچگی این بازی رو تجربه کرده بودم، جدید ا ز این نظر که شین تا بحال به این شکل نقاشی نکشیده بود.
کار خاصی نیست، رنگ رو روی کاغذ بریزید، کاغذ رو تا کنید. . می شه برعکس هم این کار رو انجام داد، اول کاغذ رو تا کرد و بعد رنگ ریخت. اشکالی به وجود می آن که تقریبا قرینه هستن. ( ممکنه نباشن، بسته به نحوه پخش کردن رنگ یا تا کردن کاغذ داره ) بعد می تونین بشینین فکر کنین که این چه شکلی بود که ما درست کردیم !!!! همین فکر کردنش خیلی کیف داره.

مثلاْ این شکل به نظر شین گل لاله س :


 

به نظرش این پروانه س. اما من مصرانه فکر می کنم که کله یه آدمه :

 


این یکی یه قورباغه چاقه. می تونین بذارین رنگ ها خشک بشن و بعد با مداد یا قلموی ظریف تر آغشته به رنگ ، دور شکل ها و تصاویری که می بینید رو با خط بکشید تا مشخص تر بشه.

 

 صد البته ما مهلت ندادیم که رنگ به بدن این قورباغه بیچاره خشک بشه، و براش چشم و دهن کشیدیم!

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 19:31 توسط :: مامان شین ::

 

این یک آدم فضائیه. یک آدم فضایی که از اینکه نمی تونه کسی رو بکشه "عصبانیه".

توضیح زیادی نداره. چهار پنج تا کاغذ آ۴ یا شاید کوچکتر. یک موضوع. یک وسیله برای کشیدن. این می شه یه پازل بزرگ دیواری.

ایده کار رو از نقاشی های کتابی که در این پست معرفی کرده ام گرفتیم.

اول کاغذ ها رو پهن کرد و کنار هم چسبوند و بعد به این نتیجه رسید که اندام ها رو جداگونه بکشه. بعد روی زمین به هم چسبونیدم. کلی هم جابجا چسبوندیم و خندیدیم. نهایتا به روی دیوار منتقلش کردیم.

پ.ن : پنجاه پست در مورد کارهای دخترم نوشتم. دلم ارزیابی فردی به غیر از خودم و پدرش می خواد. دلم می خواد نقاط قوت و ضعف کارمون رو شناسایی کنم. دست همراهی شما را می فشاریم !

پ.ن.ب : همه کامنت ها خونده می شن. همشون. اما کامنت های بی نام و نشان، همچنین کامنت های بی ربط فقط در صورتی تائید می شوند که بنده به عنوان نویسنده وبلاگ، کامنت گذار رو بشناسم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:35 توسط :: مامان شین ::

شین از وقتی انقدر آدم شد که بفهمه می تونه یه غذایی رو نخوره، دیگه لب به پوره سیب زمینی نزد که نزد. ما هم که جلاااد، هر بار که کنار غذا پوره بود مجبورش می کردیم یک لقمه برای امتحان بخوره، اون هم که مغرور، برای اینکه از تک و تا نیافته، هر بار که می خورد اعلام می کرد که : "خیلی بد مزه س" !

دیروز که برنامه آشپزی بود و هیچ دستوری نداشتیم، فی الواقع اصلاْ حوصله نداشتم که دنبال دستوری بگردم یا فکرم رو بکار بندازم، گفتم : " یا پوره سیب زمینی، یا اصلاْ امروز آشپزی تعطیل"!

نتیجه این شد که می بینید :

برای تزئین یک ساعت توی یخچال گشته. بعد دو تا هویج بزرگ آورده که از اون ها برای تزئین استفاده کنه. مجبور شدم قانعش کنم که کارد چیز خطرناکیه و چند تا حلقه هویج براش بذارم که باهاشون کار تزئین رو انجام بده.

این تصویر نهایی نیست. شرمنده ، کار به نهایت نکشید که براتون تصویرش رو بذارم. با چند تا هویج نگینی دندون درست کرد و خلاصه یه موجود عجیب ساخت و تا من بجنبم نصف ماجرا رو بلعید و نتونستم از آخر کار عکس بگیرم.

می گه : " م م م م م " ، پرفکتو !!!!

 

سین، مامان شین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:18 توسط :: مامان شین ::

درست کردن لباس های موسوم به کاستوم کار سختیه. ایده ش راحت پیدا می شه ، شایدم نه خیلی راحت ، اما پیدا کردن مواد اولیه و سرهم کردنشون قطعاً کار دشواریه.

وقتی شین تصمیم گرفت زنبور بشه اولین چیزی که به ذهنم رسید درست کردن دو تا شاخک با نی بود. وقتی نی ها رو روی سرم گرفتم و پیشنهاد دادم که تلی داشته باشیم که شاخک ها روش سوار بشن،  دوید و طرح اولیه سربندش رو کشید، لازمه توضیح بدم که خط های بلند مو و خط های کوتاه دندانه های تل هستند !

 

نقشه راحت بود ! اما اجراش نه ! داشتم براش شرح می دادم که درست کردن این نقشه به اون آسونی که فکر می کنه نیست که شروع کرد به راه کار ارائه دادن.

پیشنهاداتش برام خیلی خیلی جالب بود. نوک مداد رنگی های شکسته رو که برای کاردستی جمع کرده بودیم آورده و از من می خواد که به عنوان "دندونه" های تل ازشون استفاده کنم.

 

درست کردن توپ های کاموایی جالب ترین، و چسبوندنی ها سخت ترین بخش کار بودن، منظورم اینه که اگر تصمیم به درست کردنش گرفتید، منتظر اتفاقاتی مثل منفجر شدن اتاق از خورده کاموا و چسب هم باشید. 

این پایان کار ماست ، شین خیلی دوستش داره. تمام امروز رو زنبور بوده و فکر می کنم بهترین فرصت رو فراهم کرده تا در مورد زندگی زنبور ها با هم جلساتی داشته باشیم !!!!!

 

 

سین، مامان شین

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 5:34 توسط :: مامان شین ::

>