تبليغاتX
روزنگارهای سین برای شین
روزنگارهای سین برای شین
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 توسط مامان شین
هورتون رو کشیده.

دارم به بخش جدیدی در وبلاگ فکر می کنم. بخشی که به معرفی انیمیشن های روز بپردازه.

سین، مامان شین

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط مامان شین

با پاستاهای شکلی بازی کردیم. اول مسابقه گذاشتیم که چه کسی چه حرفی رو زودتر پیدا می کنه. بعد با پاستاهای عددی به اون فرد امتیاز می دادیم. کمی هم به هم دیکته گفتیم. صد البته بازی منتج شد به قهر و اینکه چرا تو زودتر همه چیز رو پیدا می کنی و چرا ما همش بازی بیبی ها رو می کنیم و چرا من اجازه ندارم کامپیوتر بازی کنم و چرا و چرا.

سین، مامان شین

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 توسط مامان شین
خیلی متاسفم جوجه کوچولوی مامان - که تو انگلیسی بلد نیستی. زود بزرگ شو و یاد بگیر. توی این دنیا انبوهی از شنیدنی ها و خوندنی های هیجان انگیز هست، که به زبان فارسی نیست. زود بزرگ شو و بیا با هم لذت ببریم. شاید، شاید روزی اومد که خود تو خالق محتوای هیجان انگیزی مثل این وب سایت بودی، به زبان فارسی...

دوستت دارم

مامانت

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 توسط مامان شین
اگر بگم همیشه آرزو داشتم که کارهای دالی رو از نزدیک ببینم دروغ بزرگی گفته ام. آثار دالی رو همیشه با لب و لوچه آویزون نگاه می کردم. سعی می کردم موقع تماشای آثارش گره هایی رو که توی ذهنم ایجاد می شد باز کنم، اما هیچوقتِ خدا این سعی باعث نمی شد که تمایل بیشتری به بررسی سایر کارهای دالی در من ایجاد بشه.

خیلی سخته که آدم کارشناس امور هنری نباشه، از سبک خاصی خوشش نیاد، و تلاش کنه که قیافه آدم های بی طرف رو بگیره و اجازه بده که فرزندش بدون هیچ پیش داوریی با اون سبک آشنا بشه. فقط حرف همیشگی پسرعموم توی گوشم بود که می گفت، اگر تو زبان چینی نمی فهمی، دلیل نمی شه که اشعار چینی بی مفهوم و نازیبا باشن. پس اگر من نمی فهمم که انبوه اسکلت خفاش روی دیوار، یا طراحی هایی که انگار به تمام دنیا زبون درازی می کنن یعنی چه، دلیل نمی شه که شین هم از تماشای اون ها به وجد نیاد.

باور کنین خیلی سخت بود. اولش البته. کمی که در کارهای دالی غور می کنی، نکات بسیار ریز و زیبایی می بینی، از دریچه چشم یک آدم اسکیزوفرنیک، که قبلا ندیده بودی و نمی فهمیدی. خوشحالم از اینکه شین با کارهای دالی آشنا شده.

ای کاش من انقدر توانایی داشتم  که رویاهام رو تصویر کنم. ای کاش انقدر توانایی داشته باشی دخترکم، که رویاهات رو تصویر کنی...

 

سین، مامان شین

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 توسط مامان شین
در طی مدتی که مسافرت بودیم و گرفتار، کامنت های زیادی از خوانندگان وبلاگ دریافت کردم که فرصتی برای پاسخ گویی و تایید اون ها نداشتم. این حجم کامنت در کنار هم، درست مثل یک نمودار آماری، نکاتی رو در برابر چشمانم روشن کرد که دوست دارم در اولین پست بعد از مرخصی، به اون ها بپردازم.

دوستان خوب خواننده این وبلاگ. من کارشناس امور آموزشی نیستم. تمام سابقه آموزشی من به چند سال تدریس در دانشکده های غیر انتفاعی - در رشته خودم - بر می گرده، که با افرادی بین هجده تا سی سال سر و کار داشتم. می دونم چند مخاطب عزیزی که برام کامنت می گذارن رو به شدت ناامید می کنم، اما باید بگم که من روان شناس کودک که نیستم هیچ، تجربه و تخصصی هم در زمینه کار با کودکان ندارم. هیچ وقت در این زمینه ادعا نداشته و ندارم. نمی دونم چرا برخی از مخاطبین این وبلاگ - که خیلی هم از اینکه خواننده این وبلاگ هستن ازشون ممنونم - اینطور برداشت کرده اند که من می تونم راهنمای خوبی باشم برای حل مشکلاتی که با فرزندان شون دارند.

==========================================================

چند سال پیش از این، اون زمانی که هنوز تعداد وبلاگ های فارسی انقدر زیاد نبود و وبلاگ نویس غیر فعال انقدر فراوون، با وبلاگی آشنا شدم که فضای خاص و متفاوتی داشت. نویسنده وبلاگ در هر پست جمله ای جالب درج می کرد که مربوط به همون فضای وبلاگ بود و من همیشه از خوندن اون وبلاگ لذت می بردم. یک بار به صاحب وبلاگ گفتم که جملاتش رو خیلی دوست دارم و به نظرم خلق این فضای خاص کار بسیار خلاقانه ای بوده. نویسنده محترم هم لبخندی حواله ما کرد که معنیش تقریبا این بود :" ما اینیم!"

حالا میزان سرخوردگی من رو تصور کنین وقتی که چندی بعد در یک کتاب فروشی با کتابی برخورد کردم که در هر صفحه یک جمله داشت، همون جملات، کلمه به کلمه و مو به مو، نویسنده یک غیر ایرانی بود و تاریخ انتشار کتاب هم به مدت ها قبل از ظهور پدیده وبلاگ نویسی بر می گشت.

من همیشه سعی کردم در تمامی پست های این وبلاگ، به هر شکلی که شده، منبع و ماخذ ایده هایی که به اجرا رسیده اند رو ذکر کنم. اگر نگم همه، باید بگم اغلب بازی ها و کاردستی ها ایده هایی هستند که مال من نیستند و ای کاش که بودند. اگر جایی خواستید نکته ای ذکر کنید که از این وبلاگ یاد گرفته اید، بد نیست که منبع اصلی رو هم در کنارش یاد کنید. دوست ندارم مخاطب تون توی دلش به سادگی شما بخنده و بعد بگه ، این مامان شین عجب حقه بازیه، ایده های دیگران رو به نام خودش توی وبلاگ به خورد ملت ساده دل می ده...

==========================================================

و آخر کار اینکه ، خلاقیت سلسله مراتبی داره. اگر من برای اولین بار - حداقل برای خودم - بدون اینکه از جایی ایده ای گرفته باشم، اقدام به ابداع یا خلق موضوعی کردم، هر چی دل تون خواست بگین مامان خلاق. بخیل که نیستیم هیچ، کلی هم کیفور می شیم.

راستی، دلمون تنگ شده بود ها!

سین، مامان شین

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ