![]()
بازی جذابیه، اگر از قلم های رنگارنگ استفاده بشه، و اگر بزرگتری همراهی بکنه که جذابیت ش دو چندان می شه!
سین، مامانِ شین
این ماسک رو ساخته. گذاشته روی صورتش، بعد یک لیس به کف دستش می زنه و می کشه روی موهای ماسکه، که یعنی مثلاً داره حالت می ده به موهاش!
سین، مامانِ شین
شرح :
۱- بابابزرگ، در حال زبون درازی.
۲- دو تا کوسه کله چکشی، از دو زاویه مختلف. اصولا خیلی به بال پشتی کوسه علاقه مند شده، موقع شنا دستش رو روی سرش می گذاره و به ملت حمله می کنه!
۳- متفرقه، دو تا سفره ماهی، اسب دریایی، دو تا عروسک میمون و اسمش که سانسور شد!
۴- زنبوری بر گلی، چقدر هم که سنگینه!
سین، مامانِ شین
![]()
کار خاصی نبود. تکه های طالبی رو می انداختیم توی بلندر و آخر کار هم کمی گلاب اضافه کردیم. برای هیجان انگیز تر شدن برنامه، با کمی شکر لیوان رو قشنگ تر کردیم.
شین از تزئین لیوان خیلی خوشش اومده بود. می گفت : مامان انگار کنار دریاییم!
![]()
سین، مامانِ شین
ساخت منشورهای منتظم کار سختی نیست. می شه یک مستطیل رو به شش قسمت مساوی تقسیم کرد و تا زد. شین اینجا با استفاده از کلیپس منشورها رو به هم چسبونده. به نظرم آشنایی با زندگی زنبورها، به درک بهتر هندسه فضایی هم می تونه ختم بشه.
سین، مامانِ شین
![]()
با زغال تمام صفحه رو سیاه کرده، بعد سعی کرده با پاستل گچی سفید، با استفاده از شابلن خیلی کوچکی ستاره روش بکشه. وقتی دیده پاستل توی شابلن کوچیک جا نمی شه، از مداد سفید استفاده کرده و نتیجه لازم رو نگرفته. رفته یک شابلن بزرگتر درست کرده و اومده، اما پاستل سفیدش آغشته به ذرات سیاه زغال، هیچ کمکی نکرده.
به سراغ چسب رفته. بله چسب! چسب اسکاچ پهن رو برداشته و با فلاکت سعی کرده به شکل ستاره ببره، و با چسبوندنش روی زغال سعی کرده که ذرات سیاه کربنی رو از روی کاغذ بلند کنه، به شکلی که جاش یک ستاره سفید باقی بمونه، اما نشده.
نگاهم می کنه و می گه، ببین مامان ببخشید اینجا خیلی کثیف شده ولی من باید این رو انجام می دادم. حالا چیکار کنم ؟
براش توضیح می دم که می تونسته از گواش استفاده کنه برای کشیدن ستاره ها. واقعیتش خودم هم نمی دونم چه شکلی می شه با پاستل گچی سفید روی زمینه سیاه ستاره کشید.
علی رغم تمام جاپاهای کوچولوی سیاه در جای جای مسیر رفت و آمدش، علی رغم فرشی که به گند کشیده شده، و علی رغم قیافه مضحکش با اون همه پودر سیاه که به دور لبش و چشم هاش مالیده بود، خوشحال بودم. از اینکه به تنهایی قدم های کوچیکش رو برای حل یک مساله برداشته.
دوستت دارم کوچیکم
سین، مامانِ شین