تبليغاتX
روزنگارهای سین برای شین
روزنگارهای سین برای شین
نگارش در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط مامان شین

نگارش در تاريخ شنبه شانزدهم خرداد 1388 توسط مامان شین
برای همه چیز برنامه داریم،

برای حفظ زمین هم برنامه داشته باشیم

روز جهانی محیط زیست مبارک!



سین، مامانِ شین

نگارش در تاريخ دوشنبه چهارم خرداد 1388 توسط مامان شین

به فعالیت های باغبانی علاقه مند شده. برای قانع کردن من، که می تونه یک گلدون اختصاصی داشته باشه، نشسته و گلدون درست کرده.

وقتی رنگ آبی و سفید رو مخلوط می کرد گفت : ببین مامان ، می خوام این رنگیش کنم، رنگ خواب!

حالا تصمیم دارم که براش خاک بگیرم و گل بکارم. چند تا قلمه ریشه دار هم داریم، اما فکر می کنم لذت کاشت بذر و تماشای رویشش خیلی بیشتر باشه.



سین، مامانِ شین

نگارش در تاريخ یکشنبه سوم خرداد 1388 توسط مامان شین
مدتی بود که با شین برنامه تهیه خوراکی - همون آشپزی - نداشتیم. در واقع ایده ای برای تهیه یک خوراک جدید نبود. این جور مواقع ذهن آدم آماده دریافت اولین جرقه است، و این جرقه رو شین زد.

در ظرف چای رو که باز کردم بوی هل بلند شد. شین نفس عمیقی کشید و برای استشمام بوی هل ابراز علاقه کرد. براش توضیح دادم که هِل چیه و به چه کاری می آد، و ایده درست کردن یک دسر ساده ، که نمی دونم کی و کجا خونده بودم توی ذهنم شعله کشید.

هویج رو خرد کردم و با آب بسیار کم پختم. با پشت چنگال نرم کردیم( بهتره بگم کردم، چون شین با اولین تلاش ها ابراز خستگی کرد!)، با عسل مخلوط کردیم و حسابی هم زدیم. بعد ظرف هل سائیده رو گذاشتم جلوی شین تا با نوک انگشتان کوچکش ذره ذره به مخلوط اضافه کنه. کمی گلاب، کمی زعفران، دوباره کمی عسل، به همین ترتیب اضافه کردیم و چشیدیم تا طعم دلخواه مون ایجاد شد.


براش شرح دادم که چه شکلی از "ریشه" گیاه هویج و "دانه" گیاه هِل و "پرچم" گل زعفران و "عصاره" گل سرخ این دسر خوشمزه رو درست کردیم. بلافاصله با شیطنت گفت : عسل رو هم از درخت عسل چیدیم !

دسر رو توی یخچال خنک کردیم تا کمی بست. یه کمی هم طول کشید تا راضیش کنم بجای رنگ آکریلیک از یک ماده غذایی برای تزئینش استفاده کنه!

راستی : عکس های این پست رو خود شین گرفته. قشنگ نیستن؟



سین، مامانِ شین


موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ