![]()
می خواست با این موجود زشت باباش رو بترسونه، خوب پدر های از همه جا بی خبر وقتی از سر کار می آن از کجا باید بدونن که قراره بترسن؟ نتیجه این شد که بابا نه تنها نترسید، بلکه با یک "این چیه دیگه؟" پاک حال دختر ما رو گرفت.
سین، مامانِ شین
فکرش بسیار جالب بود. سعی داشته عروسک هایی درست کنه که مثل دستکش به دست برن، و بتونه با تکون دادن کف دست، سر اون ها رو بجنبونه. با کاغذ آ-4 استوانه هایی درست کرده و براشون صورت کشیده.
بعد ازم پارچه خواست. براش سوزن نخ کردم. خودش برای عروسکش لباس دوخت
فقط توی محاسباتش یک اشتباه کرده بود، و اون هم این بود که دستش داخل لوله کاغذی نمی رفت! این عکس بزرگترین شونه. که تونست دستش رو داخلش ببره.
سین، مامانِ شین
برای بخاطر سپردن بخشی از شعر "الفبا" دچار مشکل بودیم.
Elle ... Emme .... Enne ... Ennie ... O
سعی کردم کمکش کنم. براش انگشتی درست کردم و روی هر انگشت یک حرف رو چسبوندم.
![]()
با چند بار مرور، و صد البته ساعتی مسخره بازی، این بخش رو بخاطر سپرد.
فکر می کنم کاربردهای متنوعی داشته باشه. شاید بشه ازش برای یادگیری حروف و اعداد استفاده کرد.
شاید مثلاً بشه ازش برای نشون دادن تفاوت اعداد شش و نه انگلیسی - که معمولاً بچه ها جابجا می نویسن- بهره برد. شاید بشه در درس علوم، مثلاً نشون دادن سمبل های حواس پنجگانه، و اجرای یک نمایش کوچولو بکارشون برد.
اگه ایده دیگه ای به ذهن تون می رسه برام بنویسین.
سین، مامانِ شین
به فعالیت های باغبانی علاقه مند شده. برای قانع کردن من، که می تونه یک گلدون اختصاصی داشته باشه، نشسته و گلدون درست کرده.
![]()
وقتی رنگ آبی و سفید رو مخلوط می کرد گفت : ببین مامان ، می خوام این رنگیش کنم، رنگ خواب!
حالا تصمیم دارم که براش خاک بگیرم و گل بکارم. چند تا قلمه ریشه دار هم داریم، اما فکر می کنم لذت کاشت بذر و تماشای رویشش خیلی بیشتر باشه.
سین، مامانِ شین
![]()
بازی جذابیه، اگر از قلم های رنگارنگ استفاده بشه، و اگر بزرگتری همراهی بکنه که جذابیت ش دو چندان می شه!
سین، مامانِ شین
این ماسک رو ساخته. گذاشته روی صورتش، بعد یک لیس به کف دستش می زنه و می کشه روی موهای ماسکه، که یعنی مثلاً داره حالت می ده به موهاش!
سین، مامانِ شین
ساخت منشورهای منتظم کار سختی نیست. می شه یک مستطیل رو به شش قسمت مساوی تقسیم کرد و تا زد. شین اینجا با استفاده از کلیپس منشورها رو به هم چسبونده. به نظرم آشنایی با زندگی زنبورها، به درک بهتر هندسه فضایی هم می تونه ختم بشه.
سین، مامانِ شین
![]()
با زغال تمام صفحه رو سیاه کرده، بعد سعی کرده با پاستل گچی سفید، با استفاده از شابلن خیلی کوچکی ستاره روش بکشه. وقتی دیده پاستل توی شابلن کوچیک جا نمی شه، از مداد سفید استفاده کرده و نتیجه لازم رو نگرفته. رفته یک شابلن بزرگتر درست کرده و اومده، اما پاستل سفیدش آغشته به ذرات سیاه زغال، هیچ کمکی نکرده.
به سراغ چسب رفته. بله چسب! چسب اسکاچ پهن رو برداشته و با فلاکت سعی کرده به شکل ستاره ببره، و با چسبوندنش روی زغال سعی کرده که ذرات سیاه کربنی رو از روی کاغذ بلند کنه، به شکلی که جاش یک ستاره سفید باقی بمونه، اما نشده.
نگاهم می کنه و می گه، ببین مامان ببخشید اینجا خیلی کثیف شده ولی من باید این رو انجام می دادم. حالا چیکار کنم ؟
براش توضیح می دم که می تونسته از گواش استفاده کنه برای کشیدن ستاره ها. واقعیتش خودم هم نمی دونم چه شکلی می شه با پاستل گچی سفید روی زمینه سیاه ستاره کشید.
علی رغم تمام جاپاهای کوچولوی سیاه در جای جای مسیر رفت و آمدش، علی رغم فرشی که به گند کشیده شده، و علی رغم قیافه مضحکش با اون همه پودر سیاه که به دور لبش و چشم هاش مالیده بود، خوشحال بودم. از اینکه به تنهایی قدم های کوچیکش رو برای حل یک مساله برداشته.
دوستت دارم کوچیکم
سین، مامانِ شین
![]()
قصد دارم ساخت احجام رو از گل و خمیر به سمت استفاده از کاغذ و مقوا سوق بدم. فکر این قضیه توی فرودگاه امام، جلوی ماکت یکی از پروژه های عمرانی به ذهنم خطور کرد. از اون به بعد شین به ماکت علاقه خاصی پیدا کرده. مثل سگی که بو بکشه، هر کجا که می ریم ماکت ها رو کشف می کنه و به تماشاشون می شینه. فکر می کنم این بهترین موقعیته که بفهمه کاربرد عملی مطالبی که یاد می گیره، چی می تونه باشه.
حجم سازی به این روش رو با ساخت هرم شروع کرده ام. وقتی شین با بریدن و چسبوندن سه گوش ها هرم رو ساخت، کلی ذوق کرد. انقدر که یک روز بعدش از من خواست دومی رو هم بسازه. وقتی که پدرش از سرکار اومد با افتخار می گفت که "اهرام" ساخته!
حالا در مرحله بعد تصمیم دارم بهش این امکان رو بدم که یک کندوی زنبور کوچولو درست کنه. درس این روزهای علوم شون زنبوره و فکر می کنم که این کار به شناخت زندگی زنبورها هم کمک میکنه.
سین، مامانِ شین
![]()
اینجا مرسومه که کودک بعد از یاد گرفتن هر حرف جدید، یا نت ها و علائم قراردادی موسیقی، یک کاردستی درست کنه و اون حرف یا علامت رو به اندازه بزرگ در کاردستی قرار بده.
این کار در تقویت حافظه دیداری کودک موثره و کمک می کنه که کودک شکل حروف الفبا رو سریع تر بخاطر بسپاره.
سین، مامانِ شین
فکر نمی کنم بشه دختر بچه ای رو پیدا کرد که از بازی های موسوم به Dress Up استقبال نکنه. وب سایت باربی - لعن الله عنها و عن الذین ینتجونها - بخشی برای درست کردن عروسک داره که به کودک اجازه می ده عروسک، مدل و رنگ لباس هاش رو انتخاب کنه. می شه حاصل کار رو چاپ کرد و ازش برای افزایش مهارت کار با قیچی کودک بهره برد.
![]()
عروسک رو روی مقوا چسبوندیم و لباس ها رو روی کاغذ آ4 بریدیم. گفتم بریدیم ؟ نه. همه ش رو خودش برید!
فکر می کنم اولین مرتبه ایه که تمام کار برش رو خودش به تنهایی انجام داده بدون اینکه خسته بشه و نق بزنه.
پ.ن : تا جایی که به خاطر دارم، دوران کودکی عروسک های مشابهی به شکل کتاب منتشر می شد. از اون عروسک ها فقط "دیانا" رو بخاطر دارم که کارکتر مورد علاقه ام بود. شاید هنوز هم بشه پیدا شون کرد. توی نمایشگاه کتاب سال 82، از غرفه ناشرین خارجی مدل آمریکایی قضیه رو خریدیم که به شکل کتاب داستان بود و لباس عروسک ها روی استیکر چاپ شده بود و به مدل اصلی می چسبید. اما اگر خودتون بتونین روی مقوا کارکتر ها و روی کاغذ لباس هاشون رو بکشین، که صفای کار صد چندان می شه.
سین، مامانِ شین
![]()
برای واحد کار دسته بندی اشیاء، شاید ابتدایی ترین و دم دست ترین کار، مخلوط کردن حبوباته. به این شکل کودک علاوه بر اینکه دسته بندی بر اساس جنس اشیا رو تمرین می کنه، با اسامی حبوبات هم آشنا می شه، کمی هم چسب کاری می کنه و مهارت شما توی تمیز کردن محل اجرای کاردستی به شعاع سه متر رو افزایش می ده!
سین، مامانِ شین
![]()
بریدن اشکال هندسی و چسبوندن اون ها روی یک سطح چند حسن داره :
- مهارت کار با قیچی تقویت می شه
- بچه با اشکال هندسی و خصوصیات شون آشنایی پیدا می کنه
- می تونه کم کمک با آثار کوبیسم آشنا بشه و بهتر درک شون کنه
و...
حالا، من این پست رو توی کدوم دسته بگنجونم ؟ ریاضی؟ نقاشی؟ کاردستی؟
سین، مامان شین
![]()
کش نازک نامرئی - به قطر یک نخ- برای کاری خریده بودم. از من کمی کش گرفت و برد و بعد از یک ساعت و بیست دقیقه این اثر هنری رو خلق کرد. می دونین، فکر کنم بایستی به توانایی هاش ایمان بیارم، من واقعاْ باور نمی کردم بتونه تمام این مونجوق های ریز رو دونه دونه از اون کش نایلونی رد کنه.
سین، مامان شین
![]()
برای شین، یا بهتره بگم برای دل خودم، یک تکه یولونیت بزرگ به دیوار زده ام و نقاشی هایی که خیلی دوست دارم رو به اون می چسبونم. سعی می کنم کارهایی رو که متفاوت هستن انتخاب کنم. این شکلی مجبور نیستم که مستقیماْ بهش بگم که از کشیدن بی پایان تصویر خونه ای که بالاش ابره و خورشید، و درخت و چمن و گل هم اطرافشه چیزی عایدش نمی شه.
با حرارت، و با قیافه خیلی جدی داره سعی می کنه من رو قانع کنه که این کاردستی - به زعم خودش - شایسته چسبیده شدن روی بورده :
- ببین مامان بایستی بین این دو تا یکی رو انتخاب کنی. این قورباغه دختره و این یکی پسر...
- ( درحالیکه خوشحالم که سوتی نداده ام و خودش گفته که این اشکال غریب در واقع غوک هستن ) م م م م م... باید فکر کنم. خوب این دختره مال من. عجب گردنبند خوشگلی هم داره...
- نه مامان. این گردنبند نیست. این دامنه. اینم یه گیتار برقیه که این پسره گرفته دستش و داره می زنه. باید ببخشی... نتونستم دوتایی رو عین هم دربیارم.
قیافه جدیش من رو یاد خودم می ندازه. وقتی که دارم طرحی رو توجیه می کنم.
سین، مامان شین
![]()
ما اسمش رو گذاشتیم : "پروانه بال بزن". این پروانه دو تا دسته مورب داره که مثل حرکت قیچی عمل می کنن و بال زدن پروانه با باز و بسته کردن دسته ها شبیه سازی می شه.
شکل نیمه یک پروانه رو روی مقوا بکشید. یک مستطیل به میانه بدن پروانه اضافه کنین. ببرین و از حاصل کار به عنوان الگویی برای کشیدن نیمه قرینه استفاده کنین. روی مستطیل هایی که به عنوان "دسته" در نظر گرفته شدن، برش هایی بزنین که بشه دو طرف بدن پروانه رو روی هم سوار کرد.
![]()
مقوایی که ما استفاده کردیم کمی نازک بود و مجبور شدیم با چسب محکمش کنیم. یعنی چند دور چسب اسکاچ روی دسته چسبوندیم و با ضخیم تر شدن دسته، استحکامش هم تامین شد. حتی اگر شکل بدن پروانه کاملاْ قرینه نیست و به هم نمی چسبه، می تونین از چسب اسکاچ استفاده کنین. بعد از اتمام چسب کاری می تونین با رنگ گواش سفید کاملا آثار اشکال روی مقوا یا چسب استفاده شده رو محو کنین و زمینه مناسبی درست کنین برای رنگ آمیزی.
کاربرد دیگه ای، حالا چه به شکل پروانه چه به اشکال دیگه، به ذهن تون خطور نمی کنه ؟
سین، مامان شین
![]()
این پرنده واقعاْ موجود ابلهی شده. به خدا!
سین، مامان شین
![]()
اما چون آوردن این تاج برام ممکن نیست، به خودت یاد می دم که برای سنجاقکم درست کنی.
می تونی از ظرف آب معدنی یا هر کانتینر مشابه برای ساخت تاج استفاده کنی. کافیه الگوی مورد نظرت رو با ماژیک روش بکشی و بعد ، چون خودت افتضاح می بری، بدی آقای میم قشنگ با قیچی برش بزنه. این شکلی :
![]()
می تونین با فندک لبه های تیزش رو صاف کنین که احیاناْ باعث بریدن دست تون نشه. بقیه مواد شامل مقدار متنابهی دستمال توالت، یک فرچه کوچیک و چسب چوبه. دستمال توالت رو به قطعات کوچیک می برین، بعد روی بدنه تاج می گذارین و با فرچه آغشته به چسب چوب روش می کشین. بعد از خشک شدن دستمال ها، می تونین با هر چیزی که خواستین تزئینش کنین، من از گردنبند پاره شده و مروارید های اسباب بازی های داغون شده شین استفاده کردم و با چسب حرارتی چسبوندم به بدنه تاج. وقتی کار خشک بشه این شکی می شه :
![]()
حالا از رنگ طلایی، یا نقره ای، یا به قول شین : "آبی! یه وخ دیدی شاهزاده هه پسر بود"، برای رنگ آمیزیش استفاده کنین.
اگر از بطری نوشابه خانواده استفاده کردی، چون قطر کمتری داره، دالبر ها رو کمی دراز تر و باریک تر ببر، و با چسبوندن مقوای نازک به پشت کار ساپورتش کن که خم نشه.
زیاده عرضی نیست
شین، مامان سین
![]()
ایده ماسک بعدی هم بعد از اینکه شین نسبت به استفاده از کش اعتراض کرد به ذهنم رسید. خودش که خیلی خوشش اومد. اونقدر که حاضر نشد بیشتر از یکی دو دست رنگ و کمی اکلیل، چیز بیشتری خرج ماسک بکنه و بلافاصله با اون مشغول بازی شد. البته همون شکلی که توی عکس می بینید، مقوای مناسبی برای ساخت این ماسک استفاده نکردم. خیلی کلفت بود و هم تا زدنش خیلی مشکل بود و هم بریدنش با قیچی. توصیه می کنم اگر می خواین ماسک قرینه باشه، از یک کاغذ برای الگو انداختن روی ماسک استفاده کنین که مجبور به تا کردنش نشین ( اگه فرزندتون فرصت بده ) و از کاتر برای بریدن استفاده کنین، نه قیچی. اگر از اکلیل می خواین استفاده کنین هشدار لازم رو بدم که بعداْ به آبا و اجدادم بد و بیراه نگین، تا دو هفته از لابلای موهاتون اکلیل می ریزه!
![]()
تصمیم دارم این مرتبه ماسک هایی رو امتحان کنم که قرینه نیستن. قصد دارم بدم شین روشون کولاژ کار کنه.
ایده جدیدی اگر دارین خوشحال می شم برام بنویسین.
سین، مامان شین
![]()
شین کلی کیف کرد. این آسمون پرستاره شب هم تقدیم به تو با تشکر بخاطر پیشنهادات جذابت.
![]()
سین، مامان شین
![]()
وقتی دید انقدر خوشحالم کرده، دوید توی اتاق و با قیچی و کاغذ و ماژیک سرگرم شد و نمی گذاشت که من از در اتاق تو برم. نهایتاْ اومد سراغ کادوش و پسش گرفت ! گفت لازمش دارم مامان. من گذاشته بودمش توی جعبه گل سرهام تا سر فرصت بزنم به موهام. برش داشت و بردش و این رو درست کرد :
![]()
زدمش به در اتاقم. خیلی به نظر خودش هنر کرده بود بچم! این رو هم بلافاصله برای باباش درست کرد که مبادا... مبادا... خدای نکرده زبونم لال یه وقتی علائمی از اینکه من رو اندازه باباش دوست داره یا بیشتر از خودش ساطع کرده باشه !!!
![]()
سین، مامان شین
- نباید کاغذ رو قیچی کرد و باید صرفاْ پاره ش کرد. ما مجبور شدیم مدت زیادی توی آب بگذاریمش تا کاملا آب به درون کاغذها نفوذ کنه. پاره کردن کاغذ باعث می شه که الیاف لبه کاغذ خودشون بخاطر خاصیت اسمزی آب رو به درون خودشون بکشن و سریعتر نرم بشن.
- نباید یه دیگ آب توی ظرف کاغذ ریخت. اگه این کار رو کردید بعدش باید بذارین توی یک سبد توری ریز یا پارچه تا آبش کاملا کشیده بشه.
- نباید با دست ورزش داد و بهتره که از میکسر برای یک دست کردن خمیر استفاده بشه. با دست نمی شه گلوله های کوچک خمیر رو کاملا له کرد و خمیرتون اصلا یک دست نمی شه. نتیجه اینکه وقتی که شکل دادین به کارتون و گذاشتین خشک بشه، بافت ناهمگنی درست می شه که موقع خشک شدن ترک می خوره و می شکنه.
خمیر رو که آبگیری کردیم به اندازه کافی چسبنده نبود. این بود که مقداری چسب چوب بهش اضافه کردیم و بعد تصمیم گرفتیم آسون ترین شی ممکن رو باهاش بسازیم: لیوان!
این شکل لیوانیه که با استفاده از بطری خالی ساختیم :
![]()
شین البته اصلا به لیوان رضایت نمی داد و تصمیم داشت که یک "آدم" بسازه :
![]()
چند روزی طول کشید تا کار خشک بشه. مصیبت عظما زمانی بود که فهمیدیم نمی شه این خمیر خشک شده رو از بدنه بطری جدا کرد. چاره ای نداشتیم جز بریدن بخش بالایی بطری. فکر کنم بایستی قبلش با یک کیسه فریزر یا کاغذ کالک یا یه چیزی شبیه اینا بدنه رو می پوشوندیم.
شین رنگش کرد و من هم واقعیتش حوصله نداشتم که روش کار کنم. این بود که با یه روبان حریر ساده تزئینش کردیم:
![]()
الان هم یک ظرف بزرگ خمیر دیگه هست که منتظره که درست بشه. اما به قول خاله سوسکه تو نمایش شاپرک خانمِ مرحوم مفید،" کو وقت، کو حوصله...".
سین، مامان شین
این یه تابلوی ساده س که شین- به پیشنهاد پدرش- با ظرف یک بار مصرف ساخته.
![]()
سین، مامان شین
![]()
شین اول فقط از رنگ سبز استفاده کرد. بعد شروع کرد با رنگ های متنوع دیگه روش کار کردن. بعد یک هو رنگ سیاه رو کشف کرد و نصف ظرف رو مشکی کرد. بعد با انگشت به جون رنگ ها افتاد و چند تا نقش و نگار هم با انگشت کشید، خلاصه کار به جایی رسید که مجبور شدم حمامش کنم. به معنای واقعی کلمه از فرق سر تا نوک پا به رنگ آغشته شده بود !!!
سین، مامان شین
![]()
چیزی نیست جز یک فقره "شین" پشت ماسک دست ساز !!
دیروز هوس ماسک کرد. با مقوای جعبه کورن فلکس براش این رو در آوردم :
![]()
داشتم ازش برای نشون دادن حالت های مختلف چشم و ابرو استفاده می کردم که اعلام کرد می خواد با گواش رنگش کنه. مهلت نداد حتی فکر کنم که چی می خواد بشه. بلافاصله رنگش کرد.
نمی خوام قربون دست و پای بلورینش برم ، یعنی می خوام ، اما نمی خوام خیلی ضایع این کار رو انجام بدم ، اما به نظرم این ماسک با رنگ هایی که شین انتخاب کرده و اون دندون های سفیدش واقعا چیز ویژه ای شده !!
سین ، مامان شین
در همین احوال بود که تصمیم گرفتم چند تا کاراکتر انگشتی براش درست کنم که بتونه با ایفای نمایش کمی هم قصه پردازی کنه تا بفمه که چقدر سخته آدم بخواد مدام در حال قصه ساختن باشه !!!
شخصیت غولنگ رو خودش مصور کرده که همین روزها براتون راجع بهش می نویسم و تصاویرش رو اینجا می گذارم. این عروسک ها متاسفانه نشد اون چیزی که مد نظرم بود. باید کمی بیشتر فکر کنم تا بتونم عروسک غولنگ و غولاژ رو اون شکلی که واقعاْ هستن در بیارم.
دوختن فوم های بریده شده رو به عهده خودش گذاشتم
![]()
این هم از نتیجه کار :
![]()
الان تقریباْ یک ساعته که شین با عروسک هاش مشغول بازیه. به موهاشون کلیپس زده ، با منجوق براشون گردنبند درست کرده و با چسب اسکاچ پانسمانشون کرده ، خلاصه که بیچاره عروسک ها !!
سین، مامان شین
چند روز پیش که شین تا بیدار شد ویار "تاج" کرد، واقعا نمی دونستم چیکار کنم. مقوای مناسب نداشتم، کش نداشتم، نگین و نشون نداشتم .... خلاصه تا به خودم بجنبم چشمم افتاد به ظرف خالی آب معدنی و ... دیلینگ !!! چراغه روشن شد.
قسمت بالایی ظرف رو بریدیم ، با بدبختی ! خیلی سخت بریده می شد، شاید هم قیچی ابزار مناسب برش نبود !!
![]()
شین شروع کرد به رنگ کردن ، قبل از اینکه من حتی فکر کنم به اینکه چیکارش کنیم !!
![]()
دخترک من خیلی عجوله. مهلت نداد که رنگ خشک بشه و یک دست دیگه رنگ بزنیم... مهلت نداد که من توی خونه بگردم و ببینم برای تزئین تاج از چه چیزهایی می شه استفاده کرد. تا من حواسم نبود با رنگ صورتی براش نگین کشید.
![]()
الان دو روزه که با این تاج داره عشق می کنه !!!
حالا قراره که با بطری های کوچک تر - در اندازه بطری های نوشابه خانواده - یک تاج کوچکتر پرنسسی درست کنیم به رنگ طلایی و نوک دالبرهاش مروارید بچسبونیم و دورش رو با سنگ های آب نباتی تزئین کنیم. قول گرفته که با بطری های کوچکتر هم یه تاج برای تدی محبوبش درست کنیم که اون غصه نخوره. اصولا داره پشت سر هم سفارش تاج می ده برای تمام دوستاش !! معلومه خیلی خوشش اومده از این تاجه !!
سین، مامان شین
انبوه کاغذهای آ4 باطله کنار اتاق ، حاوی اتودهای اولیه نقاشی های شین، نقشه های به سقف کوبیدن سر بابا و مامان برای انجام کارهای غیرمجاز (!) چرکنویس های من و یادداشت های پدرش کنار اتاق بود ، که تصمیم گرفتم به هر شکلی که شده بازیافت شون کنم. اولین فکری که به ذهنم رسید تهیه خمیر کاغذ و استفاده برای کاردستی های بعدی بود. روش تهیه خمیر کاغذ رو بلد نبودم و در اینترنت هم چیز زیاد به درد بخوری پیدا نکردم. اما از دستورهایی که جسته و گریخته در وبلاگ های بیربط دیدم، همگی از خیس کردن کاغذ به عنوان اولین مرحله یاد می کردند. این بود که تصمیم گرفتیم کاغذهای آ4 رو خرد کنیم و بگذاریم خیس بشن تا یک آدم با تجربه بیاد و روش تهیه ش رو یادمون بده !
بعد کم کمک – حوصله مون که از خرد کردن کاغذ سر رفت – روش های جدید قیچی زدن بود که ابداع می شد. شین از این اشکال قرینه خیلی خوشش اومد :
این آقا ( یا شایدم خانم ) غوله رو شین درست کرده. البته بدنش رو . در حین تلاش برای زدن برش های قرینه، کاغذ رو برید و بعد به این نتیجه رسید که برای درست کردن بدن یک غول مناسبه.کله ش رو من قیچی کردم و اون نقاشی :
تصمیم دارم یه برنامه کاردستی با کاغذ – به غیر از اوریگامی - براش بگنجونم. حس می کنم نیاز داره که بیشتر با قیچی کار کنه. احتمالا گل های کاغذی درست می کنیم. شاید هم کلاه های کاغذی برای عروسک ها. قطعا برش های قرینه ساز هم توی برنامه خواهد بود. پیشاپیش از کلیه ایده های شما به شدت استقبال می کنیم.
درست کردن لباس های موسوم به کاستوم کار سختیه. ایده ش راحت پیدا می شه ، شایدم نه خیلی راحت ، اما پیدا کردن مواد اولیه و سرهم کردنشون قطعاً کار دشواریه.
وقتی شین تصمیم گرفت زنبور بشه اولین چیزی که به ذهنم رسید درست کردن دو تا شاخک با نی بود. وقتی نی ها رو روی سرم گرفتم و پیشنهاد دادم که تلی داشته باشیم که شاخک ها روش سوار بشن، دوید و طرح اولیه سربندش رو کشید، لازمه توضیح بدم که خط های بلند مو و خط های کوتاه دندانه های تل هستند !
![]()
نقشه راحت بود ! اما اجراش نه ! داشتم براش شرح می دادم که درست کردن این نقشه به اون آسونی که فکر می کنه نیست که شروع کرد به راه کار ارائه دادن.
پیشنهاداتش برام خیلی خیلی جالب بود. نوک مداد رنگی های شکسته رو که برای کاردستی جمع کرده بودیم آورده و از من می خواد که به عنوان "دندونه" های تل ازشون استفاده کنم.
![]()
درست کردن توپ های کاموایی جالب ترین، و چسبوندنی ها سخت ترین بخش کار بودن، منظورم اینه که اگر تصمیم به درست کردنش گرفتید، منتظر اتفاقاتی مثل منفجر شدن اتاق از خورده کاموا و چسب هم باشید.
این پایان کار ماست ، شین خیلی دوستش داره. تمام امروز رو زنبور بوده و فکر می کنم بهترین فرصت رو فراهم کرده تا در مورد زندگی زنبور ها با هم جلساتی داشته باشیم !!!!!
![]()
یکی از بازی – کاردستی هایی که شین رو خیلی سرگرم می کنه ، ساخت کلاژ با ماسه ست. این کاردستی به صورت صفحات شابلن مانندی از استیکره که می شه با جدا کردن ورق استیکر و پاشیدن ماسه های رنگی در قسمت های مختلف ، یک تصویر مشخص ساخت. این بازی در اغلب لوازم التحریری ها پیدا می شه، اما اگر نشد، به راحتی می شه با استفاده از چسب های موسوم به ماتیکی، و ماسه هایی که با گواش رقیق رنگ شدن می شه این کاردستی رو ساخت.
![]()
البته بخش اصلی بازی بعد از اتمام کار و ریختن تمامی ماسه ها و قاطی کردن اون ها با همه ! می تونین با انگشت یا فوت کردن به ماسه ها شکل بدین و بعد از بچه بخواین که تصور کنه که چه شکلی می بینه. قطعا مبهوت نگاه خلاق بچه ها به تصاویر در هم شنی خواهید شد.
![]()
![]()
البته دقت کنین که عرق دست باعث می شه که رنگ ماسه ها به دست و زمین مالیده بشه. و با توجه به اینکه مشخص نیست که این رنگ ها Non Toxic یا غیر سمی هستن یا نه ، کمی احتیاط بد نیست.
![]()
بازی با خمیر ، حس خوب چرخوندنش در دست و شکل دادنش ، له کردنش ، و آفرینش حجمی که می تونه به دلخواه تغییر کاربری بده، همیشه جزو بازی های مورد علاقه بچه هاست. شین همیشه به فعالیت های حجم سازی در کلاس های سفال مهد و کارگاه نقاشیش اشتیاق زیادی نشون می داد. اما نمی دونم چرا ، شاید به دلیل اینکه برنامه کار با خمیر هم در کلاس زبان و هم در مدرسه اجرا می شد، هیچوقت زمانی رو برای بازی مشترک نگذاشته بودیم.
دیروز نشستیم و کاراکترهای کارتون "شرک" رو ساختیم .
طبق معمول من تمام تلاشم رو کردم که نقش ناظر رو داشته باشم ، و شین تمام سعیش رو بکار بست که نقش اجرایی به من محول کنه !
این شرکه ، عدم تناسب دست و پاش برای من خیلی عجیب بود. وقتی از شین علتش رو پرسیدم توضیح داد :
" چون این غوله ، پرفسور که نیست ، غوله !!!"
![]()
میز رنگین شرک رو ببینین ، حلزون ماجرا کار من ، و بقیه خوراکی ها شامل کیک و کدو حلوایی کار شینه، من که شیفته این کدو حلوائیه شدم.
شرک بدون فیونا ؟ عمراً !! گردنبند فیونا رو ببینین !! شین با دقت نگین روی گردنبند رو هم تعبیه کرده. کمربندش محصول مشترک من و شینه.
![]()
این هم زوج غول اصلاح شده برای اینکه مرکز ثقل شون به شکلی باشه که بتونن بایستن. کاردی که در دست شرکه برای بریدن کیک و مبارزه با پرنس چارمینگ بیچاره اس !!
![]()
این هم پرنس "چارمینگ خوش قیافه ". چشم ها، دهان و پاها کار منه. اما اون شمشیر با نمک ایده و کار شخص شخیص شینه.
![]()
این بازی به من که خیلی کیف داد. عروسک ها کنار دیوار در حال خشک شدن هستن، برای اینکه بعداً نمایش های دیگه ای باهاشون اجرا کنیم.
راستی ، اگه گفتین این چیه ؟؟؟
![]()
بیست و چهارم می ۲۰۰۸
قبلاً در مورد ویزبال توضیح داده بودم. بازی بسیار جذابیه. شین تقریبا مرحله Very Easy و Easy رو رد کرده و دیگه می تونه با بازی های Hard دست و پنجه نرم کنه. چندی پیش پس از یک زورآزمایی حسابی، به این نتیجه رسید که خودش باید یک ویزبال طراحی کنه .
قصد ندارم از دست و پای بلورین دخترک تعریف کنم. اما بعضی وقت ها واقعا خوش فکر می شه. یعنی اگه تصمیم بگیره که مساله ای رو حل کنه ، گام های حل مساله رو خوب شناسایی می کنه.
این نقشه اولیه س. ایده کشیدن نقشه از بازی با پازل های سه بعدی و نقشه اون ها به ذهنش رسیده. خیلی به کشیدن نقشه علاقه مند شده.
![]()
بعد مقداری کاغذ رنگی و مقادیر متنابهی چسب مصرف کرد تا این رو بسازه. این پایه Goal هستش.
![]()
برای رفع مشکل کج شدن میله، اول از یک تکه کاغذ سبز به عنوان ساپورت استفاده کرد. این شکلی
![]()
خوب این مهار دومی تونست مشکل رو حل کنه نگاه کنین :
![]()
بعد هم طبق معمول خسته شد و ول کرد همه چیز رو !!!! آخرش کار به این شکل در اومد :
![]()
پیدا کردن یک جوانه از یک گل ، و نیازش به گلدان باعث خلق این اثر هنری شد !!!
![]()
ایده کار از من بود. البته نه کاملا. چون سهم این هفته از لکه گیری و لباس شستنم رو انجام داده بودم و نمی خواستم دوباره برای خودم کار بتراشم ، از شین خواستم بجای کار با گواش و کاغذ، از چسب و کاموا استفاده کنه. وقتی به قدر کافی کاموا به دور قوطی کنسرو چسباند ، تصمیم گرفت که با گل های کاموایی اون رو تزئین کنه. تا ریشه کردن گل و خشک شدن کامل چسب دور کار باید صبر کنیم. حتما تصویر این گلدان رو با گلش در این وبلاگ می گذارم.
سین، مامان شین
همه چیز از یک لوله خالی دستمال توالت شروع شد.
- مامان این به درد این می خوره که لیوانش کنیم
- نه به نظرم بهتره تهش یه چیزی بچسبونیم بعد بکنیمش جا مدادی، مامان من فکر کنم ما یه جامدادی لازم داریم اصلا !
- نه نه... فکر کنم بهتره باهاش یه پروانه درست کنیم. آره پروانه بهتره
ایده پروانه ایده خودش نبود. یک برنامه هفتگی براش درست کردم که توی اون برای نشون دادن "کاردستی " از این تصویر استفاده کردم.
![]()
می پرسم : شین ، چرا انقدر ریز می بری ؟
می گه : این پروانه هه سیستمش این شکلیه که شاخک هاش و پاهاش ریزن !!!
![]()
از خورد کردن کاموا ها که فارغ شد ، شروع کرد به نق زدن که : بال ش رو با چی درست کنیم ؟
بهش گفتم دور و برش رو خوب نگاه کنه و تصمیم بگیره. بعد از کلی فکر کردن، به این نتیجه رسید که دو تا تکه مقوای نسبتا نازک که توی اتاق افتاده به درد می خوره. توی این شکل می بینین که اول چند تا نمونه "بال" پروانه کشیده. "مامان بیا انتخاب کن ، بال آدمی ، بال پروانه ای ، بال ستاره ای یا ماهی، شایدم قلبی !"
![]()
فکر کردم چون احتمالا خودش می خواد مقوا رو ببره ، بهتره که بال قلبی رو انتخاب کنم. الان پشیمونم. شاید اگه می ذاشتم یکی دیگه از بال ها رو انتخاب کنه بهتر بود. بلافاصله دو تا قلب بزرگ روی مقوا کشید و نمی دونین با چه فلاکتی برید. وسط بریدن اولین قلب دیگه انگشت هاش درد گرفته بود و خسته شده بود. نمی تونست مقوای بزرگ رو درست ببره. داشت از درست کردن کار منصرف می شد که به این نتیجه رسیدم که مداخله کنم. براش مقوا رو دو تکه کردم و مقداری از مقوای اضافی رو بریدم که بتونه دور قلب رو ببره. کلی کیف کرد و قلب بعدی رو به همین روش ، یعنی تکه کردن مقوا و بریدن دور الگو و بعد تمیز کاری برید بدون اینکه کمک بگیره.
![]()
رنگ کردن قلب ها داستانی شد. رفتم و دیدم که مشغول ترکیب رنگ هاست. حالا چه رنگ هایی رو ترکیب کرد بماند. از ترکیب کلیه رنگ های موجود ، یک رنگ سبز به دست آورد که توی شکل می بینید که بال ها رو با اون رنگ کرد.
![]()
![]()
این موجود عزیزی که اینجا می بینین حاصل پیاده روی امروزمونه. به اصرار شین خریدمش . حتی نمی دونم اسم ش چیه. شین رسماْ عاشق ش شده. ذهن خبیث من هم بلافاصله به این نتیجه رسید که برنامه کاردستی دفعه بعد رو به تزئین گلدون مورد علاقه ش اختصاص بدیم !!!!
![]()
برنامه جغرافیا با کمک نرم افزار هوشیار تاتی ختم به خیر شد. چه شکلی ؟ جهت یابی رو با هم کار کردیم. توی این نرم افزار بخشی هست به نام "خونه خاله کدوم وره " . یک مبدا و یک مقصد وجود داره و مسیر به شکل بلوک هاییه که در چهار جهت اصلی قرار دارن. یک سنگ فرش از مبدا به مقصد. بچه باید تشخیص بده که کاراکتر مورد نظر باید چند قدم و در چه جهتی حرکت کنه تا به مقصد برسه. علاوه بر تعیین جهت و شمارش قدم ها ، بچه با حل گام به گام مساله هم آشنا می شه. به نظر من بازی جالبیه و فکر می کنم به راحتی می شه روی سرامیک کف خونه ، با تعیین یک مسیر مشخص این بازی رو انجام داد.
کار کاردستی این هفته ، بخاطر اینکه من هیچ پیش بینی براش نکرده بودم ، به کلاژ گذشت. مقداری نخود ، پوست پسته ، چند رنگ ماژیک ، چند رنگ کاغذ رنگی آماده کردم و داشتم دنبال چیزهای دیگه ای می گشتم که دیدم دخترک سخت مشغول شده و اگه نشتابم تمام خونه رو به گند کشیده. به قول خودش کیکی درست کرد که بعد هم با اصرار فراوان گذاشتش توی یخچال. تصاویر زیر ماجرا رو بهتر توضیح می دن.



من انتظار داشتم که شین یک شکل مشخص مثل کله یک آدم یا مثلا یک گل با نخود ها درست کنه. اما کارش با اون چیزی که من انتظار داشتم خیلی فرق داره. کلا نمی دونم از یک بچه پنج ساله چه انتظاری باید داشته باشم. کاش یک بنچ مارکی ، چیزی ، وجود داشت که آدم کار بچه رو توی اون نمودار قرار می داد و وضعیت بچه رو می سنجید. که چی بشه ؟ که بدونه حرص بخوره و بچه رو زجر بده یا نده !!!!!!
