ساخت منشورهای منتظم کار سختی نیست. می شه یک مستطیل رو به شش قسمت مساوی تقسیم کرد و تا زد. شین اینجا با استفاده از کلیپس منشورها رو به هم چسبونده. به نظرم آشنایی با زندگی زنبورها، به درک بهتر هندسه فضایی هم می تونه ختم بشه.
سین، مامانِ شین
![]()
قصد دارم ساخت احجام رو از گل و خمیر به سمت استفاده از کاغذ و مقوا سوق بدم. فکر این قضیه توی فرودگاه امام، جلوی ماکت یکی از پروژه های عمرانی به ذهنم خطور کرد. از اون به بعد شین به ماکت علاقه خاصی پیدا کرده. مثل سگی که بو بکشه، هر کجا که می ریم ماکت ها رو کشف می کنه و به تماشاشون می شینه. فکر می کنم این بهترین موقعیته که بفهمه کاربرد عملی مطالبی که یاد می گیره، چی می تونه باشه.
حجم سازی به این روش رو با ساخت هرم شروع کرده ام. وقتی شین با بریدن و چسبوندن سه گوش ها هرم رو ساخت، کلی ذوق کرد. انقدر که یک روز بعدش از من خواست دومی رو هم بسازه. وقتی که پدرش از سرکار اومد با افتخار می گفت که "اهرام" ساخته!
حالا در مرحله بعد تصمیم دارم بهش این امکان رو بدم که یک کندوی زنبور کوچولو درست کنه. درس این روزهای علوم شون زنبوره و فکر می کنم که این کار به شناخت زندگی زنبورها هم کمک میکنه.
سین، مامانِ شین
![]()
برای واحد کار دسته بندی اشیاء، شاید ابتدایی ترین و دم دست ترین کار، مخلوط کردن حبوباته. به این شکل کودک علاوه بر اینکه دسته بندی بر اساس جنس اشیا رو تمرین می کنه، با اسامی حبوبات هم آشنا می شه، کمی هم چسب کاری می کنه و مهارت شما توی تمیز کردن محل اجرای کاردستی به شعاع سه متر رو افزایش می ده!
سین، مامانِ شین
![]()
بریدن اشکال هندسی و چسبوندن اون ها روی یک سطح چند حسن داره :
- مهارت کار با قیچی تقویت می شه
- بچه با اشکال هندسی و خصوصیات شون آشنایی پیدا می کنه
- می تونه کم کمک با آثار کوبیسم آشنا بشه و بهتر درک شون کنه
و...
حالا، من این پست رو توی کدوم دسته بگنجونم ؟ ریاضی؟ نقاشی؟ کاردستی؟
سین، مامان شین
خوشحال می شم اگر کتاب مشابهی سراغ دارید، من رو مطلع کنید.
سین، مامان شین
"بینگو" یا همون دبلنای خودمون، یکی از بازی هاییه که من برای آموزش اعداد - خوندن و نوشتن شون- برای شین استفاده کردم. این بازی دسته جمعی انجام می شه و کافیه که یک فرد شوخ طبع در جمع حضور داشته باشه که این بازی رو - برخلاف ظاهر کسالت آورش - تبدیل به یک بازی هیجان انگیز و مفرح بکنه.
![]()
من گاهی اوقات اعداد رو نصف و نیمه می خونم و شین با هیجان سعی می کنه تکمیل شون کنه :
- "بیست و س س س س " .......
- سه!!!!
- نه خیرم !! بیست و سیب زمینی !!!
بعلاوه، این بازی کمک می کنه که سرعت عمل بچه در پیدا کردن یک مجهول - که در اینجا یک عدده - بسیار بالا بره.
امتحانش کنین ضرر نداره !!
سین، مامان شین
![]()
کنجکاوی تون تحریک شده ؟ این چیه ؟ مشخصه ! یک پتو روی مبل کشیدیم و زیرش فضایی شده برای یک خونه خیالی.
خاله بازی ؟؟ نه !!! این درس ریاضی امروز ماست !!!
نمی دونین چقدر سخت بود یاد دادن اعداد یک تا بیست به یک زبون دیگه. تنها راه چاره حفظ کردن این کلمات عجیب و غریب برای شین – و صد البته قاطی نکردن شون با فارسی و انگلیسی – تکرار بود و تکرار. و کدوم بچه پنج ساله ای حاضره که راه بره و ذکر یک تا بیست بگه ؟ اگه پیدا کردین من رو خبر کنین !
کلاس ما این شکلی شروع شد که یک خونه راه انداختیم و عروسک و بساط خاله بازی ، و من شدم مامان و شین شد دختر بزرگم که باید از سه تا خواهر و برادر کوچکترش نگه داری می کرد. من طبق معمول بیرون از خونه کار می کردم ، به این ترتیب لباس های اتو نشده هم به سامانی می رسید !!
بازی ریاضی ما به این شکل بود که من به شین تعدادی سکه می دادم. روی سکه ها اعداد یک ، پنج و ده حک شده بود. شین بایستی تعداد اعضا خانواده رو می شمارد و به تعداد اون ها پول برمی داشت و به نانوایی می رفت و به اندازه پولی که داشت ، نان می خرید. وقتی نان ها رو در یخچال خونه می گذاشت و برای انجام کار دیگه ای سرگرم می شد ، یکی یا دو تا از خواهر برادرهای کوچکتر چند تا از نان ها رو نوش جان می کردن و من هم تلفن می کردم و می گفتم که مثلا دو نفر مهمان داریم. شین بایستی محاسبه می کرد که حالا چند تا نان کم داره و چند تا سکه لازم داره و چقدر باید نان بخره.
به این روش من تونستم علاوه بر مرور اعداد ، شین رو با مسکوکات اینجا آشنا کنم و از همه مهم تر ، مفاهیم جمع و تفریق رو براش جا بندازم.
بازی دلپذیری بود. امتحانش کنین !!
سین، مامان شین
ششم می ۲۰۰۸
حس بدیه. هنوز شرایطی پیش نیومده که شین در جمع هم شاگردی ها تجربه ش کنه اما من پیشاپیش دارم حسش می کنم. اون هم حس بازگشت به اول راهه .
در مورد ریاضی خیلی ناراحتم. شین مدت هاست که اعداد رو به فارسی و انگلیسی بلده. آموزش اعداد یک تا ده دیگه براش هیچ جذابیتی نداره. تشخیص دایره از مثلث براش از آب خوردن هم ساده تره، اما حالا مجبوره از اول شروع کنه، همه این ها رو به اسپانیایی یاد بگیره، و تن به کار نمی ده که نمی ده.
به وب سایت هایی که آموزش ریاضی به زبان اسپنیش دارن سر می زنم. تمام مدت به چهار می گه Four و به ده می گه Ten و وقتی اسامی اسپنیش اعداد یا اشکال رو بهش می گم اخم هاش رو می کنه تو هم. " مامان بریم بیز بال بازی کنیم این بازی Baby هاس"
به غرورش لطمه می خوره وقتی می بینه که باید از صفر شروع کنه ، و فکر کنم وقتی به مدرسه بره این حس خیلی بیشتر اذیتش کنه.
کلی ایده خوب برای آموزش مفاهیم ریاضی بهش داشتم که باید بگذارم توی بایگانی برای بعد. فعلا باید شمارش اعداد یک تا ده رو یاد بگیره ، دوباره ، که چقدرررررررررر هم ازش بدش می آد.
سین، مامان شین