در ظرف چای رو که باز کردم بوی هل بلند شد. شین نفس عمیقی کشید و برای استشمام بوی هل ابراز علاقه کرد. براش توضیح دادم که هِل چیه و به چه کاری می آد، و ایده درست کردن یک دسر ساده ، که نمی دونم کی و کجا خونده بودم توی ذهنم شعله کشید.
هویج رو خرد کردم و با آب بسیار کم پختم. با پشت چنگال نرم کردیم( بهتره بگم کردم، چون شین با اولین تلاش ها ابراز خستگی کرد!)، با عسل مخلوط کردیم و حسابی هم زدیم. بعد ظرف هل سائیده رو گذاشتم جلوی شین تا با نوک انگشتان کوچکش ذره ذره به مخلوط اضافه کنه. کمی گلاب، کمی زعفران، دوباره کمی عسل، به همین ترتیب اضافه کردیم و چشیدیم تا طعم دلخواه مون ایجاد شد.
![]()
براش شرح دادم که چه شکلی از "ریشه" گیاه هویج و "دانه" گیاه هِل و "پرچم" گل زعفران و "عصاره" گل سرخ این دسر خوشمزه رو درست کردیم. بلافاصله با شیطنت گفت : عسل رو هم از درخت عسل چیدیم !
دسر رو توی یخچال خنک کردیم تا کمی بست. یه کمی هم طول کشید تا راضیش کنم بجای رنگ آکریلیک از یک ماده غذایی برای تزئینش استفاده کنه!
![]()
راستی : عکس های این پست رو خود شین گرفته. قشنگ نیستن؟
سین، مامانِ شین