خسته از پیاده روی طولانی، تشنه و تفدیده، به خونه برگشتم. وقتی در رو باز کردم، با خونه ای مواجه شدم که انگار بمب درش منفجر شده باشه. و صد البته، بین همه خرت و پرت هایی که روی میز پراکنده بود، یک لیوان نوشیدنی نظرم رو جلب کرد :
![]()
برام آیس تی درست کرده بود. با انگور، هویج، و سس پنیر چدار (!) تزئینش کرده بود. سس رو با مهارت به لبه لیوان مالیده بود. چه کار سختی بوده براش!
فکر نمی کنم دیدن هیچ اثر هنری می تونست چنین الهام و انگیزه ای در من ایجاد کنه دخترم. ممنون عزیزم.
سین، مامانِ شین